- 21 اوت 2017 - 30 مرداد 1396
حق نشر عکس Getty Images بیش از ۱۰۰ متخصص فناوری و هوش مصنوعی از سازمان ملل خواستهاند که مانع گسترش استفاده از ابزارهای هوشمند کشتار معروف به "روباتهای قاتل" شود.
در این نامه پیشتازان تکنولوژی از جمله ایلان ماسک، بنیانگذار خودروی تسلا، درباره "انقلاب سوم در صنعت جنگ" هشدار دادهاند.
آنها به طور مشخص خواستهاند که این فناوری به فهرست سلاحهای ممنوعه کشتار جمعی سازمان ملل اضافه و توسعه و ساخت آن متوقف شود.
روبات کشنده یا قاتل، سلاحی تمام خودکار است که بدون دخالت انسان هدف خود را انتخاب میکند. در حال حاضر از این سلاح استفاده نمیشود اما دانشمندان به ساخت آن بسیار نزدیک شدهاند.
اگر میخواهید درباره روبات قاتل بیشتر بدانید:
در این نامه گفته شده که تکنولوژی "خودکار مرگبار" مانند "جعبه پاندورا" است. منظور جعبهای اساطیری است که گفته میشود با گشودن آن، مصیبتها و غمها در زمین پراکنده شد.
دانشمندان مخالف استفاده از روباتهای نظامی میگویند فرصت زیادی برای جلوگیری از تکمیل این سلاح مرگبار باقی نمانده است. چون "اگر جعبه پاندورا باز شود، بستن آن دشوار خواهد بود."
۱۱۶ متخصص علم روباتیک نامه به سازمان ملل را امضا کردهاند.
به گفته این دانشمندان، سلاحهای مرگبار هوشمند میتواند "به طور غیراخلاقی" توسط "تروریستها" علیه انسانهای بیگناه به کار گرفته شود و همچنین با هک شدن، در برنامهای غیر از آنچه هدفش بوده، مورد استفاده قرار بگیرد.
دو سال پیش هم، متخصصان و دانشمندان درباره خطرات سلاحهای خودکار هشدار دادند.
استیون هاوکینگ، دانشمند و نظریهپرداز و استیو وازنیک، از بنیانگذاران اپل، آن نامه را امضا کرده بودند.
سرزمینی پهناور برای اسطورههایی بزرگ. نه جاده و نه ساختمانی درست و حسابی؛ فقط پهنه آسمان، علفهای خشک در هم گره خورده و بادی که دست از وزیدن نمیکشد.
این کشور چنگیزخان است، جنگجویی که سوار بر اسب دنیا را فتح کرد. داستان او پر است از خون و خونریزی، گروگانگیری، عشق و انتقام. افسانه این جنگجو اما تازه با مرگش آغاز میشود.
چنگیزخان زمانی فرمانروای همه سرزمینهایی بود که از اقیانوس آرام تا دریای خزر کشیده میشد. او پیش از مرگ وصیت کرد مخفیانه دفن شود.
بعد از مرگ چنگیزخان، سربازانی که جسد او را حمل میکردند در راه بازگشت به خانه همه را کشتند تا هیچکس از محل دفنش مطلع نشود. بعد از خاکسپاری هم با ۱۰۰۰ اسب روی محل دفن او تاختند تا هر نشانی که از قبرش باقی مانده را نابود کنند.
حالا ۸۰۰ سال بعد از مرگ چنگیز خان، محل دفن او همچنان کشف نشده باقی ماندهاست.

پژوهشگران خارجی سالهاست در تلاشند از طریق مطالعه متون تاریخی و تحقیقات میدانی، محل دفن او را پیدا کنند. مجله "نشنال جئوگرافیک" تحت پروندهای به نام "دره خان" نه از زمین که از فضا و از طریق عکسبرداری ماهوارهای وارد عمل شد.
جالب اما اینجاست که پیدا شدن محل دفن چنگیزخان موضوعی داغ برای خارجیهاست و خود مغولها علاقهای به فاش شدن این راز ندارند.
دلیل این بی علاقگی این نیست که چنگیزخان در زادگاهش طرفدار ندارد. برعکس این طور که پیداست او از زمان مرگش در ۱۲۲۷ میلادی تا به حال تا این حد محبوب نبوده. تصویر چنگیزخان روی پول این کشور و روی بطری ودکا نقش بسته است. شاید به همین دلیل است که خارجیها نمیتوانند دلیل تابو بودن تحقیقات برای پیدا کردن محل دفن چنگیزخان در این کشور را درک کنند.
رسانههای خارجی با انتشار این باور مغولها که پیدا شدن قبر چنگیزخان پایان دنیاست، بعدی رمانتیک به این بیمیلی دادهاند. اعتقادی که ماجرای نبش قبر تیمور لنگ توسط باستانشناسان روسی در سال ۱۹۴۱ را به یادها میآورد. درست بعد از این اتفاق، نازیها به شوروی سابق حمله کردند و این آغازی بود برای نبردهای خونین جنگ جهانی دوم در جبهه شرق.
همه اهالی مغولستان اما با دید خرافاتی به این موضوع نگاه نمیکنند. "یوئلون" فارغالتحصیل رشته روابط بینالملل از دانشگاه " بوریات" روسیه احترام به چنگیزخان را دلیل این بیمیلی میداند. او میگوید چنگیزخان خودش خواسته محل دفنش مخفی بماند: "آنها تلاش زیادی کردند که قبرش را پنهان کنند."

از نظر یوئلون نبش قبر یعنی زیر پا گذاشتن خواست چنگیزخان و او تنها کسی نیست که چنین عقیدهای دارد. بسیاری از خانوادههای مغول تابلو فرش یا نقاشیهایی از او را به دیوار خانههایشان آویختهاند. بعضیها هم با رساندن نسبشان به چنگیزخان، لقب "نسل طلایی" را به خود دادهاند.
بیعلاقگی مردم مغولستان برای کشف راز قبر چنگیزخان اما تنها مانع پیش روی محققان نیست. مغولستان کشوری وسیع و توسعه نیافته است. مساحتش۷ برابر بریتانیاست اما به اندازه ۲ درصد این کشور جاده دارد. تراکم جمعیت هم در این کشور به شدت پائین است و به همین دلیل به هر طرف نگاه کنی با یک طبیعت دستنخورده عظیم روبرو میشوی.

دکتر "دیماجاو اردنباتار"، رئیس دانشکده باستانشناسی دانشگاه "اولانباتور" یکی از اعضای اولین تیم مشترک تحقیقاتی بود که جستوجو برای یافتن قبر چنگیزخان را آغاز کرد. پروژه "سه رودخانه" که توسط محققان مغول و ژاپنی انجام شد روی محل تولد چنگیزخان در استان "خنتی" تمرکز داشت، جایی که سه رود "اونون"، "خرلن" و "توول" جریان دارند. کمی بعد از شروع این پروژه در سال ۱۹۹۰، انقلاب صلحآمیز مغولستان اتفاق افتاد. مردمی که نظام جمهوری را جایگزین نظام کمونیستی کرده بودند، خواستار توقف تحقیقات در مورد چنگیزخان شدند و پروژه سه رودخانه نیمهکاره ماند.
در پی توقف این پروژه دکتر ادنباتار تحقیق روی قبرستان پادشاهان سلسله "هیونگنو" که در استان "آرخانگای" در مرکز مغولستان واقع شده را آغاز کرد. او معتقد است اصل و نسب مغولها به این امپراطوری میرسد، ایدهای که خود چنگیزخان آن را برای اولین بار مطرح کرد.
اگر این ادعا درست باشد و با این فرض که چنگیزخان هم به سبک اجدادش دفن شده، با مطالعه روی مقبره پادشاهان این امپراطوری میتوان اطلاعاتی در مورد قبر او بدست آورد. جسد پادشاهان هیونگنو در محفظههای چوبی قرار داده و در عمق بیش از بیست متری زمین چال میشد. برای مشخص شدن محل دفن هم روی زمین سنگها را به شکل مربع میچیدند.

پنهان کردن چنین قبری خیلی ساده است و کافی است سنگهای روی زمین برداشته شوند. به این ترتیب اگر چنگیزخان را در عمق ۲۰ متری زمین به خاک سپرده باشند، پیدا کردن محل دفنش آن هم در کشوری به وسعت مغولستان کاری غیرممکن به نظر میرسد. دکتر اردنباتار در پاسخ به این سوال که به نظرش قبر چنگیزخان بالاخره پیدا خواهد شد، با آرامش و طوری که انگار برایش اهمیتی ندارد، شانهاش را بالا میاندازد.

بنا بر داستانهای عامیانه مغولی، چنگیزخان روی یکی از قلههای کوهستان خنتی به نام " بورخان خالدون" دفن شدهاست.
چنگیزخان در جوانی در این کوهستان از دست دشمنان فرار کرد و با خود عهده بست تا موقع مرگ آنجا بازنگردد. محققان اما در درستی این فرضیه شک دارند و در بین آنهایی که آن را میپذیرند بر سر محل دقیق دفن چنگیزخان در این کوهستان اختلاف نظر وجود دارد.
بنا بر تحقیقات دکتر "بادامخاتان"، تبارشناس مغول، ۵ تا از قلههای کوهستان خنتی در گذشته بورخان خالدون نام داشتند. او البته معتقد است قلهای که در حال حاضر این نام را دارد، احتمالا جایی است که در داستانها از آن یاد شده. این نقطه از کوهستان اما حالا بخشی از منطقه حفاظت شده "خان خنتی" و جزء میراث فرهنگی یونسکو است و به همین دلیل محققان اجازه ورود به آن را ندارند. بنابراین هر فرضیهای مبنی بر محل دفن چنگیزخان در قله بورخان خالدون ثابت نشده باقی میماند.

با این که محل دفن چنگیزخان دور از دسترس به نظر میرسد، چرا همچنان موضوعی جنجالبرانگیز در مغولستان به حساب میآید؟ چنگیزخان بزرگترین قهرمان مغولستان است. در حالیکه غربیها فقط کشورگشاییهای او را به یاد میآورند، مغولها دستاوردهایش را به خاطر سپردهاند. قلمرو او شرق و غرب را به هم پیوند زد تا راه ابریشم هر چه بیشتر رونق بگیرد. قوانین او به مفاهیم امنیت دیپلماتیک و آزادی مذهبی معنایی تازه بخشید. خدمات پستی امن و استفاده از پول کاغذی از دیگر دستاوردهای او بود. او نه تنها دنیا را تسخیر که آن را متمدنتر هم کرد.
مغولها هنوز هم برای چنگیزخان احترام بسیار زیادی قائل هستند و به همین دلیل است که امثال یوئلون میخواهند محل دفنش دستنخورده باقی بماند. او میگوید: " اگر میخواستند پیدایش کنیم، حتما نشانهای باقی میگذاشتند."
آیا بعد از مرگ دوست دارید شبح دیجیتال شما همچنان در شبکههای مجازی پرسه بزند، با دوستان گپی در فیسبوک بزند، عکسی در اینستاگرام بگذارد و کانال تلگرامی خود را به روز کند یا خاطرات سفری دلانگیز با عشق سابقتان را مرور کند؟
اشتباه نکنید، این داستان علمی تخیلی نیست؛ همین الان میتوانید این کار را بکنید و "در دنیای مجازی جاودانه شوید".
شرکتهای تازه تاسیس تکنولوژی سرمایهگذاری سنگینی را در این زمینه شروع کردهاند و شرکتهایی هم که خدمات تشییع و کفن و دفن و ترحیم ارائه میکنند، خود را آماده یک تحول اساسی میکنند.
اما نسخه دیجیتال شما چگونه زاده میشود؟ این شرکتها هر ردپایی که در فضای مجازی از خود باقی گذاشتهاید، هر چه در شبکههای اجتماعی همرسان کردهاید، افکار، ایدهها، اظهار نظر و عکسهای شما را جمعآوری کرده و با کمک هوش مصنوعی نسخه دیجیتال شما را خلق میکند.
به این ترتیب پس از اینکه جان به جان آفرین تسلیم کردید، شبح مجازی شما میتواند با نزدیکان و دوستانتان گپ بزند و در ارتباط باشد اما این شاید بیش از همه برای نتیجه و نبیره و ندیده شما جالب باشد که میتوانند شما را در توئیتر یا اینستاگرام دنبال کنند و با شما در ارتباط باشند و ببینند چه فکر میکنید.
به نظر میرسید علاقمندان به زندگی دیجیتال بعد از مرگ کم نیستند، مثلا تا به حال ۳۷ هزار نفر برای خلق نسخه دیجتال خود در شرکت اینتریم ثبتنام کردهاند، این شرکت از سال آینده خدمات خود را ارائه خواهد کرد.
برای برخی ممکن است اینکه چنین شبحی مجازی از خود به جا بگذارند زیادهروی یا حتی مشمئزکننده باشد اما راههای سادهتری هم وجود دارد، می توانید در وسایتی ثبت نام کنید و تعدادی پیام باقی بگذارید که پس از مرگتان در شبکههای اجتماعی منتشر شود، البته شاید بهتر باشد پیشاپیش موضوع را به عزیزانتان اطلاع بدهید تا از وحشت قالب تهی نکنند.
اما پای مرگ که وسط میآید موضوع مجلس ختم و ترحیم هم مطرح میشود، اما آن هم مشکلی نیست، از همین الان میتوانید مطابق میل خود ترتیب آن را بدهید، مثلا ربکا دوران، ۲۸ ساله از الان این کار را کرده و از سوگواران در مراسم ترحیم او با "با مرغ و وافل و شراب سفید و موسیقی کلاسیک پذیرایی خواهد شد."
خانم دوران میگوید این کار برای جوانان اهمیت بیشتری دارد چرا که اگر خدای نکرده این اتفاق بیفتد آنها "کمترین آمادگی را دارند."
برخی از این شرکتها به جز مجلس ترحیم، حسابهای کاربری شما در شبکههای مجازی را هم مدیریت خواهند کرد، با این ترتیب که اطلاعات مربوط به شما در کلاود (ابر اطلاعات) ذخیره میشود، شما میتوانید از هر جا به آن دسترسی پیدا کنید، اطلاعات را به روز کنید، اطلاعات جدید اضافه کنید و هر آنچه را که نمیخواهید پاک کنید.
یکی از دشواریهای آماده شدن برای ترک دنیای فانی، نوشتن وصیتنامه است. برای این هم فکر شده، شرکتهایی هستند که غیر اینکه ختم و ترحیم شما را برنامهریزی و آماده می کنند وصیتنامه هم برایتان مینویسند.
البته شاید این کار برای آنها که دارایی و اموال زیاد دارند یا عیالوار هستند و ورثه متعدد دارند مناسب نباشد اما آنها که نه خیلی تمکن مالی دارند نه خیلی حوصله فکر کردن به اینکه پس از مرگ چه بر سر اموالشان میآید، ممکن است به این ترتیب از شر کاری که شاید اصلا خوشایند نباشد خلاص شوند.
مرگ هر چند کسب و کاری پرسود است اما در قیاس با دیگر رویداهای زندگی مثل عروسی کمتر هیجانانگیز و دوستداشتنی است، به این ترتیب بتوان آن را کمی بیشتر جذاب کرد و البته بیشتر هم از آن پول در آورد. کسب و کار تشییع و ختم و ترحیم هم لازم است به عصر فناوری پا بگذارد.
البته فناوری غم سوگ را تسکین نمیدهد، اما اگر ختم و ترحیم شما را مطابق میلتان برنامهریزی شده باشد ممکن است کار بازماندگان را راحتتر کند. مراسم را هم میتوان در حسابهای کاربری شما زنده پخش کرد. شما هم با خیال راحت میتوانید به دنبال زندگی بعد از مرگتان بروید، بدون اینکه نگران مزاحمتهایی باشید که معمولا در شبکه های مجازی برای آدم ایجاد میشود.