- 3 آوریل 2017 - 14 فروردین 1396
تیمی از محققان در بریتانیا موفق به ساختن یک فیلتر گرافینی شده است که می تواند نمک را از آب دریا بزداید و آن را به آب آشامیدنی تبدیل کند.
این اختراع می تواند به میلیون ها نفر در اطراف جهان که به آب پاکیزه دسترسی ندارند کمک کند.
این فیلتر که محققان آن را "صافی" می نامند از جنس اکسید گرافین است که قابلیت بالایی در زدودن نمک دارد و به زودی با سایر فیلترهای موجود تصفیه آب شور مقایسه خواهد شد.
تولید فیلتر گرافینی در ابعاد انبوه صنعتی قبلا دشوار بود.
تیم دانشمندان به سرپرستی دکتر راهول نیر از دانشگاه منچستر در گزارشی در نشریه "نیچر نانوتکنولوژی" نوشته اند که چگونه بعضی از مشکلات استفاده از اکسید گرافین برای این منظور را حل کرده اند.
گرافین لایه ای به ضخامت فقط یک اتم کربن است که در صفحه ای مشبک با خانه های شش ضعلی به هم چسبیده اند. این ماده ابتدا توسط تیمی از محققان دانشگاه منچستر در سال ۲۰۰۴ جداسازی و مشخصات آن تعریف شد.
خواص غیرعادی گرافین مثل قابلیت کشسانی با مقاومت بالا در برابر پارگی و رسانایی الکتریکی آن را به یکی از نویدبخش ترین مواد در صنعت بدل کرده است.
اما تولید انبوه گرافین تک لایه با شیوه های موجود مثل "سی وی دی" (رسوب بخار شیمیایی) دشوار بوده است. شیوه های کنونی تولید همچنین خیلی پرهزینه است.
اما دکتر نیر می گوید که "تولید اکسید گرافین با شیوه های ساده اکسیداسیون در آزمایشگاه ممکن است."
او به بی بی سی گفت: "می توانیم آن را مثل جوهر یا یک محلول روی یک لایه متخلخل (پرمنفذ) تولید کنیم. بعد می توانیم آن را مثل یک غشا به کار بگیریم."
او می گوید که اکسید گرافین از نظر تولید انبوه و هزینه به طور بالقوه بر گرافین خالی برتری دارد.
فایده غشا تولید شده از اکسید گرافین در الک کردن ذرات نانو، ملکول های ارگانیک و حتی نمک های درشت ثابت شده بود. اما تاکنون نمی شد از آن برای تصفیه آب حاوی نمک معمولی استفاده کرد چون نیازمند غربالی حتی ظریف تر است.
مطالعات قبلی نشان داده بود که اکسید گرافین پس از خیس خوردن کمی باد می کند و باعث عبور نمک های ریزتر از منفذها به همراه ملکول های آب می شود.
اکنون دکتر نیر و همکارانش نشان داده اند که آغشتن این غشا به "شیره اپوکسی" (ماده ای که به عنوان پوشش یا چسب به کار گرفته می شود) مانع تورم آن می شود.
سازمان ملل پیش بینی می کند که تا سال ۲۰۲۵ حدود ۱۴ درصد جمعیت جهان با کمبود آب روبرو شوند.
همزمان با ادامه روند گرمایش زمین و تاثیر آن بر منابع آب شهری، کشورهای ثروتمند مشغول سرمایه گذاری در فناوری های تصفیه آب شور هستند.
تاسیسات تصفیه آب شور در اطراف جهان از غشاهای پلیمری استفاده می کنند.
دکتر نیر گفت که مرحله بعدی مطالعه مقایسه اکسید گرافین با تازه ترین محصولات موجود در بازار است.
رام دواناتان از "آزمایشگاه ملی پاسیفیک نورت وست" در ریچلند آمریکا در مقاله ای که ضمیمه مطالعه تازه در "نیچر نانوتکنولوژی" است نوشت که مطالعات بیشتری برای تولید صنعتی و ارزان اکسید گرافین لازم است.
او افزود که محققان همچنین باید استقامت این غشا در تماس درازمدت با آب شور را نشان دهند.
با این حال او نوشت که این شیوه راه را برای تولید فیلترهای ارزان برای نمک زدایی از آب هموار می کند.
دو سال پیش استیون هاوکینگ به بیبیسی گفت کمال هوش مصنوعی یعنی زوال بشر.
او البته تنها نبود. چهرههایی چون ایلون ماسک و بیل گیتس و استیو ووزنیاک هم پیش و پس از او در مورد پیشرفت هوش مصنوعی هشدار دادهاند. اما تصویر پروفسور هاوکینگ آخرالزمانیتر از همه بود - دنیایی که روباتها به این نتیجه میرسند دیگر نیازی به آدمیزاد ندارند.
هاوکینگ و دیگران میخواستند تلنگری به دنیا بزنند بلکه جهان به خود بیاید و ببیند علم کجا میرود. میخواستند دیگران هم در این بحث به دانشمندان بپیوندند - و دستکم در این هدف دوم موفق بودند.
اخیرا "مرکز آینده هوش" در دانشگاه کمبریج افتتاح شد، مرکزی که راه افتاده تا به پیامدهای هوش مصنوعی بپردازد. پروفسور هاوکینگ هم آنجا بود. میگفت: "خوشحالم که یکی حرف ما را جدی گرفت."
او با زبانی شفاف فرصتها و تهدیدهای تکنولوژی را برشمرد، به بعضی دستاوردهای تازه از جمله در خودروهای بیراننده پرداخت، و البته از آینده گفت.
میگفت: "من معتقدم کاری که مغز میتواند بکند و کاری که یک کامپیوتر میتواند بکند، تفاوت اساسی ندارد. با این فرض، کامپیوترها در تئوری میتوانند هوش انسانی را تقلید کنند و از آن پیشی بگیرند."
به باور پروفسور هاوکینگ، چنین پیشرفتی میتواند بیماری و فقر را از بین ببرد، حتی معضل تغییرات اقلیمی زمین را حل کند. در عین حال میتواند چیزهایی بیافریند که ما دوست نداشته باشیم: سلاحهای خودمختار، بحرانهای اقتصادی، یا ماشینهایی که اراده داشته باشند و جلوی بشر بایستند.
میگفت: "خلاصه کلام اینکه، ظهور هوش مصنوعی میتواند بهترین یا بدترین اتفاق برای بشریت باشد. و ما هنوز نمیدانیم کدام خواهد بود."
مرکز تازهتأسیس دانشگاه کمبریج قرار است محلی باشد برای تحقیق در این باره. به همین یک پرسش پیشپاافتاده پاسخ بدهد کافیست: بالاخره هوش مصنوعی ما را میکشد یا نه.
از شوخی گذشته، مرکز آینده هوش جایی است که فیلسوفها و روانشناسها و وکیلها و متخصصان کامپیوتر برای پاسخ به پرسشهایی عملی گرد هم میآیند.
بهعنوان نمونه - پیش از آنکه به آنجا برسیم که روباتها بخواهند تصمیم بگیرند بشر کلا مازاد است یا نه - باید فکر کنیم ببینیم خودروی بیراننده باید برای حفظ جان سرنشین برنامهریزی شود یا حفظ جان عابر؟
از دیگر سخنرانان مراسم افتتاحیه پروفسور مگی بادن بود، از چهرههای برجسته هوش مصنوعی در پنجاه سال گذشته.
او میگفت مدتهاست جای این بحث خالی است. اما نگران انقراض نوع بشر نبود. در واقع، تردید داشت که - آنطور که پروفسور هاوکینگ میگوید - با سرعتی عجیب به آینده هوش مصنوعی نزدیک میشویم.
دغدغه پروفسور بادن بیشتر تأثیر رومزه ماشینی شدن زندگی بود، مثلا بر سالخوردگان در ژاپن. میگفت آنها روزبهروز بیشتر از روبات برای مراقبت از بیماران و سالخوردگان استفاده میکنند، و جامعه باید از خود بپرسد این کار انسانی است یا نه. یکی از پرسشهای پیش روی متخصصان هوش مصنوعی این است که خودروی بیراننده چطور باید با عابر تعامل کن
پروفسور بادن پس از دههها پژوهش در باره هوش مصنوعی، همچنان معتقد است روباتها در کارهایی که همدلی و هوش احساسی میطلبد نمیتوانند جایگزین آدم بشوند. میگفت هوش مصنوعی ممکن است هزینه سرسامآور خدمات اجتماعی دولتها را کم کند، اما آنها که به این کمکها نیاز دارند ضرر خواهند کرد.
این صرفا یکی از مسایلی است که مرکز آینده هوش به آن خواهد پرداخت - مسئلهای که به نظر واجبتر از تهدید احتمالی ترمیناتور در دهههای آینده است.
رئیس مرکز تحقیقات مایکروسافت گفته است که حدس میزند سیستم های هوش مصنوعی در آینده به هوشیاری دست یابد، اما تهدید چندانی برای زندگی انسان نخواهد بود.
چندین متفکر برجسته جهان با اریک هارویتز موافق نیستند.
ماه گذشته، پروفسور استیون هاوکینگ به بیبیسی گفت که توسعه چنین ماشینهایی تهدیدی برای موجودیت بشر است.
آقای هارویتز همچنین فاش کرده است که "بیش از یک چهارم توجه و منابع" واحد تحقیقات شرکت مایکروسافت در حال حاضر بر فعالیتهای مرتبط با هوش مصنوعی متمرکز شده است.
او گفت: "در چشمانداز بلند مدت نگرانیهایی وجود دارد، مثل نگرانی از این که ما کنترل انواع خاصی از هوش را از دست بدهیم. من اما فکر نمیکنم که چنین مسئلهای از اساس اتفاق بیفتد."
آقای هارویتز، تیمی از دانشمندان و مهندسان را در شاخه تحقیقاتی مایکروسافت هدایت می کند که تعداد آنها بیش از هزار نفر است.
کار این گروه روی هوش مصنوعی به تولید "کورتانا" منجر شده است. کورتانا یک دستیار مجازی است که با صدا کنترل می شود و روی تلفن های هوشمند ویندوز اجرا میشود و با رونمایی ویندوز ۱۰ به زودی روی کامپیوترها هم اجرا خواهد شد.
آقای هارویتز گفته است که باور دارد کورتانا و رقبایش به موتور محرک توسعه در این زمینه از تکنولوژی تبدیل میشوند.
او گفت: "گام بعدی در میدان جنگ رقابتهای شدید میان شرکتهای مهم فناوری تکنولوژی، هوش مصنوعی خواهد بود."
به گفته او "فکر تولید دستگاههایی که بتواند بیندیشد، گوش کند، بشنود و از تجربههای کاربران اطلاعات جمع کند، حرف اول را در عرصه تکنولوژی می زند. ما کورتانا، سیری و گوگل ناو (Google Now) را داریم که با هم بر سر به دست آوردن عنوان بهترین دستیار هوشمند رقابت می کنند. چنین رقابتی، تنور تحقیقات و سرمایهگذاری را داغ میکند و آن را هرچه بیشتر در مرکز توجه قرار میدهد".
در حالی که هیئت رئیسه مایکروسافت، نگاهش به نحوه زندگی بشر در کنار هوش مصنوعی را "خوشبینانه" توصیف میکند، دیگرانی هم هستند که نسبت به این مسئله محتاطانه برخورد میکنند.
استیون هاوکینگ، نظریهپرداز و فیزیکدان، هشدار داده که ماشینهای هوشیار زمانی که به طراحی دوباره خودشان دست میزنند، با سرعت روزافزونی توسعه خواهند یافت.
او گفت: "بشر که به دلیل محدودیتهای بیولوژیک سرعت کمتری دارد، توانایی رقابت ندارد و عقب خواهد ماند."
همچنین، ایلان ماسک، مدیر اجرایی شرکت خودروسازی تسلا و موشکسازی اسپیسایکس، هوش مصنوعی را بزرگترین "تهدید برای موجودیت" بشر دانسته.
او در ماه اکتبر در مقابل جمعی از دانشجویان گفت که "ما داریم با هوض مصنوعی شیطان را احضار میکنیم. مثل همه داستانهایی که در آن مردی اطمینان دارد که با نشان پنجضلعی و آب مقدس میتواند شیطان را کنترل کند اما از عهده آن برنمی آید."
سر کلایو سینکلر، مخترع کامپیوترهای اسپکتروم، حتی فراتر از این رفته و گفته است که باور دارد هوش مصنوعی بشر را از روی زمین محو خواهد کرد و چنین آیندهای اجتنابناپذیر است.
او به بیبیسی گفت: "وقتی ساخت ماشینهایی را شروع میکنیم که در رقابت با هوش انسان، فراتر میروند، سخت خواهد بود که از شرایط پیشرو جان سالم به در ببریم. و چنین آیندهای اجتنابناپذیر است."
به تازگی چندین فیلم به نمایش درآمدهاند که موضوع شان رویارویی انسان با تهدید بالقوه هوش مصنوعی است، فیلمهایی از قبیل "اکسمشینا"، "برتری"، "انتقامجویان: عصر اولتران"، "چپی" و "نابودگر: پیدایش" (Ex Machina, Transcendence Avengers: Age of Ultron, Chappie and Terminator Genisys).
جای تعجب نیست که آقای هارویتز فیلم "او" تولید سال ۲۰۱۴ را ترجیح می دهد، فیلمی که رابطه یک اپلیکیشن شبیه به کورتانا را با صاحبش نشان میدهد.
رئیس مرکز تحقیقات مایکروسافت البته اعتراف می کند که یک نگرانی دارد: این خطر وجود دارد که سیستمهای هوش مصنوعی به حریم شخصی افراد حمله کنند و این زمانی رخ خواهد داد که آنها بتواند "با همدیگر" و از طریق "بافت" اطلاعات گستردهای که از فعالیتهای انسانی به دست میآورند به نتیجه گیری عمیقتری از کاربران برسند.
او اما اضافه می کند که احتمال دارد خود هوش مصنوعی راه حلی برای این مشکل پیدا کند.
به گفته او "ما با سیستمهایی کار میکنیم که میتوانند به دقت بسنجند که برای ارائه بهترین خدمات به کاربران به چه اطلاعاتی نیاز دارند و بلافاصه در همان زمان، تجاوز به حریم شخصی هر یک از کاربران را محدود کنند."
آقای هارویتز ادامه داد: "برای نمونه، ممکن است گفته شود که یک در هزار ممکن است با استفاده از این خدمات روی خود شما هم تحقیق شود. این احتمال به اندازه احتمال اصابت رعد و برق است، چنین چیزی بسیار نادر است. برای همین اعتقاد دارم که یادگیری و قوه استدلال ماشین و هوش مصنوعی در مجموع ابزارهای فوقالعادهای را برای اطمینان خاطر از حفظ حریم شخصی افراد فراهم میکند و به طور ناشناس یا با کمترین احتمال خطر برای هر انسانی، اجازه جمعآوری و تحقیق درباره دادهها را به سرویسها میدهد."
چهار کامپیوتر در انگلستان برای جا زدن خود به عنوان انسان با هم رقابت میکنند.
توانایی کامپیوترها در شناساندن خود به عنوان انسان یک آزمایش کلیدی در توسعه هوش مصنوعی است.
چهار داور به صورت همزمان با یک انسان و یک کامپیوتر به طور آنلاین مکالمه میکنند و باید تشخیص بدهند که آیا طرف صحبتشان کامپیوتر است یا انسان.
اگر کامپیوتری موفق شود نصف داوران را فریب دهد و خود را با موفقیت انسان جا بزند، دستاندارکاران توسعه هوش مصنوعی آن جایزهای ۱۰۰ هزار دلاری خواهند برد.
آلن تورینگ، نابغه بریتانیایی ریاضی و علوم کامپیوتر، این آزمایش هوش مصنوعی را به عنوان "آزمون اعتماد" طراحی کرده بود.
مسابقه آزمون اعتماد در بلچلی پارک، محل کار آلن تورینگ، برگزار میشود.
نرمافزار هوش مصنوعی گوگل، "آلفاگو"، با لی سدال، بهترین بازیکن "گو" (Go) در ردهبندی جهانی رو در رو مسابقه خواهد داد.
دمیس هاسابیس رییس آزمایشگاه دیپمایند گوگل این خبر را در توئیتر اعلام کرد.
آقای سدال هم در پاسخ بیانیهای منتشر کرد و گفت اگر چه آلفاگو بازیکن بسیار خوبی است اما او به پیروزی خود اطمینان دارد.
گوگل در حالی این خبر را منتشر کرد که هفته پیش اعلام کرده بود آلفاگو (AlphaGo) قهرمان گو فرانسه و بهترین بازیکن اروپا، فن هویی، را پنج بر صفر شکست داده است.
گو یکی از قدیمیترین بازیهای صفحهای دنیا است که چند هزار سال پیش در چین ابداع شده و تسلط بر این بازی یکی از چهار هنر ضروری برای دانشآموختگان چین باستان بوده است.
این بازی دو نفره، بر روی صفحه چهارخانه مربع شکل ۱۹ در ۱۹ و با دو دسته مهره انجام میشود. هدف هر بازیکن این است که هر چه بیشتر مهرههای حریف را با مهرههای خود محاصره و خانههای بیشتری را تصرف کند.
این بازی قوانین سادهای دارد اما به دلیل تعداد زیاد احتمالات و آنچه که ضریب انشعاب خوانده میشود یکی از سختترین بازیها برای کامپیوتر است.
مثلا در مقایسه، برای کامپیوتر گو دشوارتر از شطرنج است، در شطرنج امکان حدود بیست حرکت وجود دارد در حالیکه در گو این احتمال دویست حرکت است.
آلفاگو یک برنامه کامپیوتری است که آزمایشگاه دیپمایند گوگل برای بازی گو طراحی و تولید کرده است. این برنامه در اکتبر سال ۲۰۱۵ توانست برای اولین بار یک بازیکن گو را شکست دهد.
پیش بینی برنده این دور تازه رویارویی انسان و کامپیوتر آسان نیست بخصوص اینکه بیشتر بازیکنان تراز اول گو در دنیا به حس و غریزه خود اتکا میکنند.
متخصصان آزمایشگاه دیپبلوی گوگل میگویند تعداد ترکیبهای ممکن در بازی گو بیش از اتمهای جهان است.
اعلام این خبر یادآور زمانی است که خبر مسابقه کامپیوتر شطرنجباز آیبیام، دیپبلو، با گری کاسپاروف قهرمان شطرنج جهان اعلام شد.
در سال ۱۹۹۶ دیپبلو گری کاسپاروف را شکست داد اما در پنج مسابقه بعدی آقای کاسپاروف سه بار برنده شد و دو بار هم مساوی کرد.
در سال ۲۰۱۱، کامپیوتر واتسون آیبیام با بهترین بازیکنان جپدی (Jeopardy) مسابقه داد و یک میلیون دلار برنده شد.
جپدی یک مسابقه تلویزیونی در آمریکا است که به شرکتکنندگان در قالب پاسخ، سرنخهایی به صورت اطلاعات عمومی داده میشود.
واتسون به دویست میلیون صفحه اطلاعات سازمان یافته و سازمان نیافته دسترسی داشت اما در زمان مسابقه به اینترنت وصل نبود.
بعد از خودروهای بیراننده و رباتهای امدادگر، ظاهرا نوبت به رباتهای هکر رسیده است.
سازمان پروژههای تحقیقاتی پیشرفته دفاعی آمریکا (دارپا) که شاید بیش از هرچیز برای بنیانگذاشتن اینترنت معروف است، اخیرا رقابتی ترتیب داد. در این رقابت مهندسان باید به چیزی بپردازند که دارپا "چالشهای عظیم" میخواند.
هدف این دست رقابتها شتاب دادن به تحقیق در حوزههایی است که مسئولان دارپا فکر میکنند مهم است. از همین رقابتها بود که کار جدی روی خودروهای بیراننده آغاز شد، و از همین رقابتها بود که اولین گامهای تولید رباتهای امدادگر برداشته شد.
اما هدف رقابت اخیر – با عنوان چالش بزرگ سایبری – تولید نرمافزاری است که آنقدر هوشمند باشد که نقاط ضعف برنامههای دیگر را پیش از آنکه هکرهای دیگر متوجهش شوند، پیدا و برطرف کند.
مایک واکر، مدیر چالش بزرگ سایبری در دارپا، میگوید: "در حال حضار، برطرفکردن نقاط ضعف یک برنامه بهتمامی بر عهده آدمهاست. فرایندی است واکنشی و کند."
آقای واکر معتقد است عنوان "چالش بزرگ" عنوان دقیقی است، هم به خاطر پیچیدگی نرمافزارهای امروزی، هم به خاطر اینکه یک کامپیوتر برای فهم اینکه یک کامپیوتر دیگر چه میکند، مشکل دارد. (مشکلی بنیادین که نخستین بار آلن تورینگ، از پیشگامان کامپیوتر به آن اشاره کرد.)
آنطور که آقای واکر میگوید، هرچه شمار وسیلههای کوچک و هوشمندی که انسانها استفاده میکنند بیشتر میشود، نیاز به رفع سریع نقاط ضعف برنامهها هم بیشتر میشود. میگوید: "مساله این است که شمار این وسیلهها آنقدر زیاد میشود که دیگر بدون اتوماسیون نمیتوانیم شبکه را حفاظت کنیم."
مرحله پایانی چالش بزرگ سایبری همین هفته برگزار میشود. هفت تیم رقابت میکنند تا معلوم شود کدام نرمافزار بهترین هکر است.
اما سیستمهای دفاعی دیجیتال هوشمند چیز تازهای نیست. روی بسیاری کامپیوترهای خانگی نرمافزار یا نرمافزارهایی نصب شده که بدون دخالت انسان ویروس پیدا میکند.
درن تامسون، مدیر فنآوری سیمانتک، میگوید آنقدر ویروس و بدافزار ساخته شده و ساخته میشود که آنتیویروسها باید خودکار باشند.
کارشناسان تخمین میزنند بیش از ۵۰۰ میلیون ویروس در گردش است و هر روز میلیونها ویروس به آنها اضافه میشود.
آقای تامسون میگوید اتوماسیون سیستم دفاعی راهگشا بوده، چون نرمافزارهای آنتیویروس قدیمی نمیدانستند با بدافزاری که پیش از آن ندیده بودند چه کنند. میگوید: "این برنامههای قدیمی حداکثر ۳۰-۴۰ درصد ویروسهایی را که خنثی میکنیم، شناسایی میکنند." برای بقیه ویروسها، آنطور که آقای تامسون میگوید، به نرمافزارهای پیچیدهای وابستهایم که میتوانند ویژگیهای بدافزاری را که میشناسند تعمیم بدهند و بدافزار دیگری را که پیش از آن ندیدهاند تشخیص بدهند.
علاوه بر این سیستمهای رفتارشناسی هم هستند که اگر برنامهای هنگام اجرا رفتاری عجیب بروز بدهد، واکنش نشان میدهند.
بعضی سیستمهای دفاعی برنامههای مشکوک را در یک محفظه مجازی "قرنطینه" میکنند و بعد تلاش میکنند با شیوههای مختلف آن برنامه را وادارند خودش را "منفجر" کند و نیت بدش را نشان بدهد.
یکی از این شیوهها، آنطور که آقای تامسون میگوید، این است که فعالیت کاربر را "شبیهسازی" میکنند که بدافزار "فکر کند" دارند از آن استفاده میکنند.
رشد کلاندادهها هم به مقابله با بدافزارها کمک کرده، بهطوری که میتوان نرمافزارهایی ساخت که تا ۶۰-۷۰ درصد بدافزارهایی را که آنتیویروسهای قدیمیتر تشخیص نمیدهند، پیدا کند.
تومر واینگارتن، بنیانگذار و مدیرعامل شرکت سنتینلوان، میگوید: "با ماشینهایی که قابلیت یادگیری دارند میشود به جای بررسی تکتک بدافزارها، دی.ان.ای یک خانواده بدافزار را تشخیص داد."
آنطور که آقای واینگارتن میگوید، این رویکرد از علم دادهها آمده و با توجه به حجم عظیم اطلاعاتی که شرکتهای تولیدکننده آنتیویروس از کامپیوترهایی که قرار است حفاظت کنند به دست میآورند، رویکردی مؤثر است.
آقای واینگارتن میگوید: "انبوهی از داده داریم که بخش بزرگی از آن تکرارشونده است. یعنی هر دو پیشنیاز ساختن الگوریتم یادگیری را – که بشود یادش داد چی خوب است و چی بد – داریم. موضوع این است که اگر بخواهید جایی خرابکاری کنید، باید حرکتی بکنید، و آن حرکت همان چیزی است که همواره با رویههای عادی ناهمساز خواهد بود." سیستمهای ایمنی از یادگیری ماشینی برای نظارت بر ترافیک شبکه استفاده میکنند
خودکار کردن فرایند تشخیص این ناهمسازی حیاتی است، چون یک آدم، یا حتی یک گروه آدم، نمیتوانند در زمانی معقول این کار را انجام بدهند.
نکتهای که نباید از یاد برد این است که بحث حفاظت به کامپیوترهای خانگی محدود نیست. هکرها و دزدهای سایبری بیشتر دنبال شرکتهای بزرگ و سازمانهای دولتیاند؛ جایی که لقمههای چربونرم گیر میآید، از اطلاعات مشتریان گرفته و شرح مذاکرات گرفته، تا طرح آخرین محصولات و جزئیات مناقصهها.
آنطور که جاستین فیر، مدیر هوش سایبری در شرکت امنیتی دارک تریس میگوید، در این عرصه هم ماشینها از خالق و اربابشان پیشی گرفتهاند.
آقای فیر میگوید: "میتوانید به ماشین ریاضیات پیشرفته و کاربرد آن را یاد بدهید، بعد بگذاریدش سر یک انبار داده که یک سوزن را در آن پیدا کند. گاه پیش میآید ماشین ناهمسازیهای ظریفی را که به چشم انسان نمیآید میبیند."
با این همه، آقای فیر معتقد است نباید یادگیری ماشین را با هوش مصنوعی حقیقی اشتباه گرفت. میگوید این ماشینها گامی در آن راستا هستند، اما مدام باید یک هوش انسانی بالای سرشان باشد و تصمیم نهایی را در مورد چیزهایی که نرمافزار پیدا کرده بگیرد.
نکته بسیار جالب این است که استفاده از ماشینهایی که قابلیت یادگیری دارند منحصر به سیستمهای دفاعی نیست. طرف مقابل هم میتواند سراغشان برود.
آقای فیر میگوید: "یک بار بدافزاری پیدا کردیم که صرفا کاربران را زیر نظر میگرفت و عاداتشان را ثبت میکرد. قاعدتا میخواسته بهترین راه دستیابی به اطلاعات را بدون آنکه سیستم دفاعی بفهمد پیدا کند. روزی که بدافزارها هم از یادگیری ماشینها استفاده کنند، موضوع تازه جالب میشود."