ایران کشوری پهناور با اقوام مختلف است. با وجود آنکه در شهرهای بزرگ مراسم عروسی بیشتر شبیه مراسم ازدواج در کشورهای غربی شده است اما در گوشه و کنار ایران این مراسم همچنان با آداب و رسوم محلی برگزار میشود. در ادامه تصاویری از برگزاری برخی عروسی های سنتی در نقاط مختلف ایران را خواهید دید.
عروسی های سنتی قشقایی
سه عروس قشقایی و زنان قشقایی که با لباسهای سنتی آنها را همراهی میکنند.
عروسی سنتی قشقایی در روستای رود فاریاب در شهرستان برازجان.
عشایر ایل قشقایی در بسیاری از نقاط ایران حضور دارند با این حال مرکز اصلی این ایل استان فارس است.
عروسی های سنتی در ایل بختیاری
مراحل مختلف مراسم عروسی در ایل بختیاری در آداب و رسوم این قوم کهن ریشه دارند.
مراسم عروسی کرمانج در شمال خراسان
عروسی سنتی در روستای "آدینه قلی" خراسان شمالی
عروسی کرمانچ با آداب و سنن خاص منطقه شمال خراسان برگزار می شود.
مراسم عروسی های سنتی ایل "یار مطاقلو" در همدان
شرکت زنان درعروسی های سنتی ایل یار مطاقلو با لباسهای سنتی
عروسی های سنتی در شهرستان کلات در شمال خراسان
مراسم سنتی عروسی در شهرستان کلات سبزوار طی ۳ شبانه روز برگزار میشود. شب اول عروسی اقوام داماد گردهم میآیند. شب دوم حنابندان است که در آن عاشیقها (نوازندگان محلی) سازهای محلی میزنند و حنا را به خانه عروس میبرند. در این شب عروس و داماد توسط ساقدوشها حنا میبندند. عروس کشان روز سوم است.
عروسی های سنتی آذری
هنوز در مناطقی از آذربایجان شرقی و غربی در ایران، مراسم عروسی به صورت سنتی برگزار می شود.
عروسی های سنتی ترکمنها در گرگان
عروسی ترکمنها چندین مرحله دارد که عبارتند از: قودا بولماق، پذیرایی، مصائب (مصاحب)، گلین آلماق (عروس کشی)، اوجه، اللش درمه و قایتارمق.
عروسی های سنتی قزاقها در گرگان
"قزاقمحله" در مرکز شهر گرگان قرار دارد و یکی از محلههای قدیمی شهر گرگان است.
مراسم عروسی های سنتی در گیلان
عروسی های سنتی با اسب و لباس تالشی در غرب استان گیلان.
عروسی های سنتی در قشم
مراسم عروسی های سنتی در قشم که با آداب و سنن محلی برگزار می شود.
عروسی های سنتی هرمزگان
مراسم عروسی سنتی در منطقه هشت بندی هرمزگان همراه با سازهای محلی.
مراسم عروسی ترکمن ها همراه با آئین هایی است که از گذشته های دور به یادگار مانده و همچنان در میان این قوم باقی مانده است.
ازدواج و جشن عروسی در میان ترکمن ها آداب و رسوم ویژهای دارد که از گذشته های دور همچنان حفظ شده است. رسوم ترکمن ها برای ازدواج از مراحل نخست خواستگاری آغاز می شود؛ پس از آنکه خانواده تصمیم می گیرند برای فرزند خود همسری انتخاب کنند آن را با نزدیکان و بزرگان خاندان در میان می گذارند و پس از انتخاب عروس از طرف خویشان داماد، چند نفر از اقربا چنانچه مرد باشند نزد پدرِعروس و اگر زن باشند نزد مادرِعروس براى گفتگو مىروند.
در صورت موافقت که اصطلاح ترکمنى "سوزآتمک" است روز مناسبى را که براى خواستگارى خوشایند باشد انتخاب کرده و یکى دو روز قبل از حرکت به منزل عروس گردنبندى که از مسکوکات طلا است بهوسیلهٔ دختر کوچکى از طرف داماد که به گردن او آویخته است به منزل افراد خانواده عروس برده مىشود ؛ بدین معنى که روز خواستگارى معین است و مدعوین دعوت مىشوند و هر منزلى با آلاچیقى به فراخور حال خویش سکه با انعامى بدان اضافه مىکند.
در آن روز گوسفندى ذبح کرده و سینه آن را به شکل مثلث درآورده و به گوشههاى او سکههاى طلا یا نقره آویزان مىکنند و زنها نانهاى روغنى مخصوص در چندین ظرف در موقع حرکت عروس آماده مىکنند. این نانها بر دو نوع است: "قاتلمه" و "اکمک" که اولى ضخیم و دومى نازک است.
در روز موعود عدهاى از کسان داماد با وسایل حاضر که در قدیم میان "کوچرو"، شتر و در این روستا و شهرنشین "چمور" یا طوایف ساکن ارابه و اسب بود و امروزه بیشتر با اتومبیل به طرف منزل عروس با تمام وسایل که عبارتند از: نانها روغنی، کلهقند و سینهٔ گوسفند که به آن اشاره رفت مىروند و عدهاى از کسان عروس در آن روز از واردین استقبال مىکنند.
در میان واردین چند نفر از ریشسفیدان (آقسقلهای) طایفه خواستگارى را در میان حاضران که از طرف داماد و عروس هستند عنوان مىکنند و مهریه عروس را نقداً تعیین نموده و کسان داماد مراجعت مىکنند.
کسى که مىخواهد زن ببرد. هرچه مقرر شده، پول نقد دارد مىدهد، ندارد گاو و گوسفند و شتر و اسب معادل و چه مقرره قیمت کرده به پدر و مادر یا برادر آن دختر مىدهد و تمام آن وجه از آن پدر و مادر است. جهیز شرط نیست، بسته به میل پدر و مادراست. بعد دختر را بهترتیب شرع خودشان عقد کرده، به خانه داماد مىآورند. خرج عروسى و مهمانى عروسى خانه، تماماً به عهده آن طایفه است.
در آئین سنتی ازدواج ترکمنی هرکس هرچه دارد مجاتاً مىدهد و دو روز یا سه روز یا بیشتر عروسى مىگیرند و از سایر طوایف وعدهخواهى مىکنند.
سن ازدواج در میان ترکمنها ۱۵ یا ۱۶ سالگى براى پسران و ۹ یا ۱۰ سالگى براى دختران است. همچنین جهیزیه که شامل قالی، قالیچه، پشتی، صندوق و پوشاک می شود را عروس با خود به خانه شوهر می برد. ابوطالب ندری عکاس مهر در جریان برگزاری یکی از آئین های ترکمنی به میان آنان رفته تا از آداب و رسوم عروسی ترکمن ها عکاسی کند؛ عکس های او بیشتر آمیخته شدن رسوم قدیم عروسی ترکمن ها با آداب جدید را نشان می دهد.
منبع: فرارو
انسان، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تکرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه که تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی که آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.
پیدایش جشن نوروز
جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.
در خور یادآوری است که جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن که جشن را به جمشید منسوب می کند یادآور می شود که : "آن روز که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود".
روایت های اسلامی درباره نوروز
آورده اند که در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند که امروز نوروز است. پرسید که نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند عسکره چیست؟ فرمود عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد وابرها را فرمود که به آنان ببارند از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت کاش هر روزی بر ما نوروز بود.
و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس که گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند که این بزرگداشت نوروز به علت امری کهن است که برایت بازگو می کنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرام گرفت. همان روزی است که پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از کعبه به زیر افکند. چنان که ابراهیم نیز این کار را کرد. همان روزی است که خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت کنند. همان روزی است که قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می کنند و همان روزی است که قائم بر دجال پیروز می شود و او را در کنار کوفه بر دار می کشد و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.
جشن نوروز
جشن نوروز دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یک ماه می نویسد: " چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و "چهارشنبه آخر سال" آغاز می شود و در "سیزده بدر" پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم کهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد.
پنجه (خمسه مسترقه)
بنابر سالنمای کهن ایران هر یک از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجک، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت که در هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرارداد، برگزار می شد.
میر نوروزی
از جمله آیین های این جشن 5 روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چیزی می گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان " میرنوروزی" دوران حکومتش را " بیش از 5 روز" نمی داند.
از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر وخیابان می بینیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب "میر نوروزی" و "حاکم پنج روزه " است که تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: "حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه".
دربار قاجار در آستانه عید نوروز تدارک ویژه ای برای برگزاری هرچه باشکوه تر مراسم عید نوروز میدید. مراسم اصلی "سلام نوروزی" بود که در سه بخش برگزار میشد
سلام عام تحویل، سلام عام تخت مرمر و سلام خاص سر در. یک روز پیش از عید از طرف رئیس تشریفات دربار علیخان ظهیرالدوله داماه شاه برای طبقات مختلف دعوتنامه فرستاده میشد و مدعوین بایستی یک ساعت قبل از تحویل حضور به هم رسانند. سلام عام نوروز در تخت مرمر واقع در کاخ گلستان اجرا میشد.
در کتاب سفرنامه پولاک در ایران درباره مراسم نوروز در دربار آمده است که نوروز در زیر آسمان شاد و زیبای ایران جشنی است برای شادی و شادکامی. نویسنده این کتاب در تشریح آئین های نوروزی به جشن "سلام نوروزی" در دربار می پردازد و می نویسد: بیست دقیقه پیش از تحویل سال شاه وارد میشود هنگام ورود به تالار یک خواجه و چند پیشخدمت به دنبال شاه هستند. او به طرف شاه نشینی که مخصوص او تهیه شده میرود. چهارزانو روی فرش ابریشمین مینشیند و راحت و آسوده به پشتی تکیه میدهد در هنگامی که تنها چند دقیقه به حلول سال نو باقی است، نظام العلما با محلول طلا بر کاسهای چینی رقم سال نو و زیر آن آرزوی برکت را مینویسد، اکنون دیگر منجمین علامت میدهند و توپ شلیک میشود و منجمباشی رسما به اطلاع شاه میرساند که سال نو آغاز شده است، بلافاصله روحانیون حاضر و صاحبمنصبان بانگ مبارک باد برمیدارند. از طرف مستوفیالممالک کیسههای متعدد از سکههای جدیدالضرب طلا و نقره تقدیم شاه میشود. شاه محتوی آنها را روی یک سینی بزرگ نقره میریزد آنها را با هم مخلوط میکند و به هر یک از حاضران چندتایی از آنها میدهد زیرا گرفتن سکه نو به هنگام تحویل سال میمنت دارد. برحسب ترتیب،پولاک در بخش دیگری از سفرنامه خود به رسوم مردم در عید نوروز نیز اشاره می کند. او می نویسد: جشن نوروز سیزده روز دوام داردو در طول این روزها تقریبا همه کسبوکارها تعطیل است. در این مدت همه منحصرا به تفریح میپردازند از لذایذ خانوادگی برخوردار میشوند یا به دید و بازدید یکدیگر میروند و به هم تبریک میگویند.
هرکس جامه نوی در بردارد و از آنجا که رنگهای روشن بیش از همه طرف توجه است گروههایی را میبینید که لباسهای سبز و زرد و آبی و سرخ بر تن دارند. بدیهی است که زنان ناگزیرند، جامههای نو خود را زیر چادرهای تیرهرنگشان پنهان دارند. آشنایانی که با هم روبهرو میشوند دست یکدیگر را میفشارند و با فریاد عید مبارک یکدیگر را در آغوش میکشند. کسی که زیر دست است در حالی که با دو دست خود یک دست ارباب یا حامیاش را در دست میگیرد تبریک میگوید و جواب تبریک خود را میگیرد.
در یادداشت های پولاک به جشن های عمومی نوروز که در میدان توپخانه تهران برگزار میشده نیز پرداخته و آمده است: یکی از رسوم جشن نوروز مراسمی است که در میدان توپخانه انجام میشود و شاه از پنجره ایوانی به نمایش مینگرد. پایین در میدان پهلوانانی که سراسر سال را در زورخانه تمرین کردهاند با اندامهایی برهنه و نیرومند به کشتی گرفتن مشغولند. شیرینکاران و تردستان، بندبازان، دلقکها و لودههایی که در پوست شیر و خرس رفتهاند دیده میشوند و گاه و بیگاه شاه سکههای کوچک طلا و نقره به میان آنها میاندازد. عنتر بازها برنامه مضحکی با حیوانات دستآموز خود اجرا میکنند. در همه این مدت نقارهخانه نیز بلاوقفه مشغول نواختن موسیقی است. در روزهای نهم یا دهم اسبدوانی انجام میگیرد. طول مسابقه اسبدوانی نیم فرسنگ است. سرانجام روز سیزدهم یعنی آخرین روز عید فرا میرسد. همه از دروازه شهر خارج میشوند و به باغها روی میآورند. با این روز دیگر شادیهای نوروز پایان میپذیرد. عکس های زیر که مربوط به یکی از جشن های نوروزی در زمان ناصرالدین شاه قاجار است سورو سات دربار در استقبال از نوروز، مراسم"سلام نوروزی"، کشتی گرفتن و اسب دوانی در جریان جشن های نوروز را نشان میدهد.

مراسم سلام نوروزی با حضور ناصرالدین شاه

مراسم سلام نوروزی با حضور ناصرالدین شاه

یکی از درباریان در مراسم سلام نوروزی

مقامات و درباریان در مراسم سلام نوروزی

میوه و شیرینی در مراسم سلام نوروزی در کاخ گلستان
نقل است شیفتگی ناصرالدین شاه قاجار به عکاسی زمانی آغاز شد که ژول ریشار نخستین معلم زبان فرانسه مدرسه دارالفنون با دوربین اهدایی ملکه ویکتوریا عکسی از وی بر روی صفحه "داگرئوتیپ" انداخت و شاه جوان را سخت مجذوب این صنعت جدید کرد.
شیفتگی شاه به این اختراع جدید باعث شد دستور دهد چند معلم عکاسی از فرنگ به ایران بیایند و در مدرسه دارالفنون علاقمندان به عکاسی را آموزش دهند. همین عکاسان اولیه ایرانی بعدها در عکاسخانه سلطنتی به کار مشغول شدند.
ناصرالدین شاه بعدها در سفرهایش به فرنگ نیز ضمن اینکه با اشتیاق در مقابل دوربین عکاسان خارجی قرار میگرفت چند دوربین عکاسی دیگر نیز همراه با خود به ایران آورد تا خود نیز در اوغات فراغت به عکاسی مشغول باشد. اکنون درموزه مختلف اروپا شمار زیادی عکس از ناصرالدین شاه وجود دارد که عکاسان خارجی از او برداشته اند و به وی اهدا کردهاند. عکس های به جا مانده نشان می دهد این موضوع آنقدر برای شاه مهم بوده که برای گرفتن عکس شخصا به آتلیه عکاسان میرفته است. عکس هایی که در زیر از چند عکاس انگلیسی مشاهده میکنید از همین دست است. "و.دی دونِی"، "آرتور جیمز"، "سرجیو لویتسکی"، "هربرت رز" و والری معروف ترین عکاسان انگلیسی بودند که شاه در جریان سفر به اروپا به اتلیه آنها رفته و عکس گرفته است.
عکس از سرجیو لویتسکی
عکس از هربرت رز
عکس از هربرت رز
عکس از هربرت رز
عکس از وی.دی دونی
عکس از آرتور جیمز (ملهیوش)
عکاسی و عکاسهای نخستین ایران به
گونهای با نام ناصرالدین شاه پیوند خورده است. زیرا در زمان ناصرالدین شاه
بود که دوربین به ایران آمد و این پادشاه که اهل شعر و هنر هم بود عاشق
عکاسی شد و در عکاسی مهارت یافت. در آن زمان ابزار عکاسی مانند دوربین و
لنز و کاغذ بسیار گران و کمیاب بود و فقط اعیان و خاندان سلطنتی بودند که
میتوانستند بهای این ابزار و آلات گران را بپردازند
ناصرالدین شاه در کنار کره جواهرنشان
ناصرالدین شاه کنجکاو بود و
محیط اطراف خود را با دقت زیر نظر میگرفت و از آنها عکاسی میکرد.
عکسهای او از زندگی دربار و ساختهای گوناگون زندگی اجتماعی و سیاسی ایران
برای مورخین بسیار جالب است. نخستین عکسها از روضهخوانی و تعزیه و شکار
و سرگرمیها و بازیها و حتا زنان حرمسرا در حالات گوناگون و با لباسهای
متفاوت بخشی از کارهای تصویری ناصرالدین شاه را در بر میگیرد. به کمک
همین عکسهاست که ما تصور نسبتا روشنتری از جامعه ایران دوران ناصری در
مقایسه با دوران پیش از اختراع دوربین در دست داریم
جلوس شاه بر تخت مرمر. مراسم سلام عید نوروز در کاخ گلستان
شیفتگی ناصرالدین شاه به عکاسی فقط به عکسهای شخص خودش نبود بلکه
او عکاسان دیگر را هم تشویق کرد تا به گوشه و کنار ایران سفر کنند و از
زندگی مردم و فضا و حال سایر نقاط برایش عکس بیاورند.
کاخ گلستان
نتیجه علاقه و تلاش خود شاه و عکاسان دیگر مجموعه بسیار بزرگی از
عکس است که اکنون از ایران دوره قاجار از درون دربار و حرمسرای شاه گرفته
تا اعیان ورجال و وزا و وکلا و زنان و مردان روستایی و شهری در کوچه و
بازار و خانهها و اماکن دیگر اکنون در دسترس ماست. شاید هم بتوان گفت که
ریشه بسیاری از رشتههای عکاسی دوران ما مانند عکس خبری و مستند و عکس
تاریخی و طبیعت ایران هم به همان زمان برمیگردد
عید فطر در حضور شاه
علاقه ویژه ناصرالدین شاه فقط به گرفتن و ظهور عکس ختم نمیشد. او در انتخاب کاغذ و چاپ عکس و ساختن مجموعه و آلبوم عکس و نگهداری از آنها بسیار دقت میکرد. این دقتها مایه آن شده که بسیاری از عکسها بجا بماند که اینک میراثی است بزرگ در شناخت بهتر ایران آن زمان
ناصرالدین شاه در شکارگاه
یکی از کارهای جالب دیگر ناصرالدین شاه گردآوری مجموعههایی از عکسهای
زمان خود اوست. برخی از عکسها٬ عکسهایی است که خود او میگرفته و برخی
دیگر از عکسها از کسانی است که او به گوشه و کنار میفرستاده است.
مراسم سلام عید قربان، مقابل تخت مرمردرکاخ گلستان
اخیرا نسخهای از آلبوم تهیه شده توسط ناصرالدین شاه در لندن به
نمایش گذاشته شد که احتمالا در سالهای اولیه نیمه قرن ۱۹گردآوری شده است.
شاه این آلبومها را به نشانه سپاس از خدمات رجال و اعیان به آنها هدیه
میکرده است.
ناصرالدین شاه در کاخ صاحبقرانیه
نسخهای که در لندن به نمایش درآمده خود ناصرالدین شاه به
صدراعظم وقت مستوفی الممالک هدیه داده بود. مستوفی الممالک این نسخه را به
دوستش حاج فتحالملک جلالی داده بود و سرانجام پروفسور فتحالله جلالی این
آلبوم را به شوهر هنگامه جلالی٬ یعنی دامادش شادروان کاوه گلستان عکاس
برجسته ایران٬ هدیه کرده بود. هنگامه گلستان که صاحب این آلبوم است
میگویدبسیار کوشیدیم تا در باره این آلبوم و آلبومهای اهدایی ناصرالدین
شاه که گویا صدنسخه بوده آگاهیهای بیشتری به دست آوریم اما به نتیجۀ
چندانی نرسیدیم
ناصرالدین شاه در اردوگاه
ضیافت در حضورعباس میرزا، برادر ناصرالدین شاه