- 18 اکتبر 2016 - 27 مهر 1395

فضاپیمای اروپایی شیاپارلی که روز یکشنبه با موفقیت از سفینه مادر جدا شده بود در مسیر فرود بر مریخ قرار دارد.
این کاوشگر ۵۷۷ کیلوگرمی پس از رسیدن به اتمسفر مریخ کمتر از شش دقیقه وقت خواهد داشت سرعت خود را از ۲۱ هزار کیلومتر در ساعت به تقریبا صفر کاهش دهد تا فرودی نرم بر سطح خاکی مریخ داشته باشد.
شیاپارلی با هدف نشان دادن توانایی آژانس فضایی اروپا، اسا، برای فرود بر همسایه زمین طراحی و اعزام شده است.
تنها تلاش قبلی این سازمان برای فرود آوردن یک کاوشگر بر مریخ در سال ۲۰۰۳ بود؛ زمانی که بیگل-۲ فرود آورده شد.
بیگل به سلامت فرود آمد اما صفحات خورشیدی آن به درستی باز نشد و تماسش با زمین قطع شد.
شیاپارلی امیدوار است سرنوشت بهتری داشته باشد اما فقط با تکیه بر باطری و برای چند روز فعالیت خواهد کرد.
برنامه فرود روز چهارشنبه این کاوشگر کاملا اتوماتیک است. ابتدا با کمک سپر حرارتی سرعت آن در اتمسفر کاهش خواهد یافت. بعد سرعت آن درست پیش از رسیدن به سطح با کمک چتر و راکت ها تقریبا به صفر خواهد رسید. در دو متر آخر شیاپارلی برمی گردد تا روی شکم فرود آید.
در این فاصله اسا همچنین درگیر ماموریت مهم استقرار ماهواره "تریس گس اوربیتر" در مدار مریخ است.
این همان ماهواره ای است که شیاپارلی همراه آن به مدار مریخ حمل شد.
این مدارگرد برای چند سال رفتار عناصر موجود در اتمسفر مریخ مثل متان، بخار آب و دی اکسید نیتروژن را مطالعه خواهد کرد.
هرچند میزان این گازها بسیار کم است اما حاوی سرنخ هایی درباره فعالیت های کنونی مریخ هستند و حتی ممکن است نشانه های حضور حیات را آشکار کنند.
ادامه دارد

دو فضانورد چینی در ماموریتی با هدف توسعه توانایی های چین به عنوان یک قدرت فضایی وارد آزمایشگاه فضایی تیانگونگ ۲ شده اند.
آنها روز دوشنبه با راکت شنژو-۱۱ از شمال چین راهی فضا شده بودند و در ساعت ۰۳:۲۴ به وقت پکن در تیانگونگ ۲ پهلو گرفتند.
جینگ هایپنگ و چن دانگ طی ۳۰ روز آینده در این ایستگاه مشغول انجام مجموعه ای از آزمایش ها خواهند بود.
این طولانی ترین ماموریت فضانوردان این کشور در فضاست.
ایستگاه در ارتفاع ۳۹۳ کیلومتری از سطح زمین قرار دارد و به گفته رسانه های دولتی فرآیند پلهوگیری و ورود فضانوردان که از راه دور از زمین کنترل می شد دو ساعت طول کشید.

تلویزیون دولتی چین صبح چهارشنبه تصاویر زنده ویدئویی از پهلوگیری و ورود فضانوردان به ایستگاه با عبور از دهانه ای به قطر ۸۰ سانتیمنتر را نشان داد.
چین سومین کشور پس از آمریکا و روسیه است که ماموریت های انسانی به فضا انجام می دهد.
این کشور که در برنامه ایستگاه بین المللی فضایی شرکت ندارد قصد ایجاد یک پایگاه دایمی در فضا تا سال ۲۰۲۲ را دارد.
چین قصد دارد با ارسال ماژول های اضافی تیانگونگ ۲ را در چند سال آینده گسترش دهد.
چین پول و تلاش زیادی خرج برنامه فضایی اش کرده است و می خواهد حداقل ۲۰ ماموریت فضایی در سال جاری انجام دهد.
این طولانی ترین ماموریت فضایی برای فضانوردان این کشور است
سام (سامانتا) بلوم در تعطیلاتی خانوادگی از بالکن افتاد و بدنش از سینه به پایین فلج شد. تحت تاثیر این حادثه دچار افسردگی شدیدی شد اما نمی توانست تصور کند که یک جوجه زاغ که او نیز از لانهاش به زمین افتاده بود به او کمک خواهد کرد. وقتی خانواده سام، این جوجه زاغ را به خانه آوردند، شادی و نشاط به محیط خانواده آورده شد. این جوجه زاغ به سام کمک کرد تا زندگی جدیدی را شروع کند.
او لحظه سقوط از بالکن هتل در تایلند را به خاطر نمی آورد. ژانویه ۲۰۱۳ بود و سام همراه شوهرش کامرون و سه فرزندشان برای تعطیلات به یک روستای کوچک در سواحل دریای آندامان رفته بودند.
سام از ارتفاعی حدود شش متر به زمین افتاد. وقتی شوهرش بالای سرش رسید، رسید از هوش رفته بود و فرصتی نبود تا این صحنه دلخراش را از چشم فرزندانشان پنهان کند. کامرون به یاد میآورد که پسر بزرگشان وقتی مادرش را در آن حالت دید پرسید:"مامان در حال مرگه؟"
کامرون می گوید:"می دانستم سام زنده است ولی خون از سرش جاری شده بود و بشدت نگران بودم که ممکن است همانجا بمیرد."
وقتی سام را به بیمارستان اصلی منطقه که چهار ساعت با محل فاصله داشت منتقل کردند آزمایشها نشان داد جمجمه او از چند نقطه ترک خورده، مغزش دچار خونریزی شده ، هر دو ریهاش سوراخ شده و یکی از آنها کاملا از کار افتاده و ستون فقراتش درست زیر تیغه های شانه خرد شده است.
سام وقتی فهمید از سینه به پایین فلج شده دچار افسردگی شدیدی شد. از همه چیز و همه کس و بخصوص خودش بیزار و عصبانی بود.
او شش ماه در بیمارستان بستری بود و در تمام آن مدت حتی زمانیکه بچه ها به ملاقاتش می رفتند نمی توانست جلوی گریه خود را بگیرد. در این مدت کامرون دست به کار شد و منزلشان در سواحل شهر سیدنی استرالیا را برای حرکت سام با صندلی چرخ دار آماده کرد. او و بچه ها منتظر بازگشت سام بودند و امیدشان این بود که با آمدن به خانه روحیه اش بهتر شود.
اما درست برعکس بود. سام با بازگشت به خانه متوجه شد دیگر نمی تواند خیلی از کارهای روزانه را انجام دهد. نه می توانست شنا کند و نه همراه بچه ها به موج سواری برود. شرایط روحی اش چنان بد بود که آرزو می کرد بمیرد.
اما سه ماه بعد حادثه ای که کسی انتظارش را نداشت روی داد. سام و بچه ها به دیدن مادرش رفته بودند. باد شدیدی می وزید. نوا پسر وسطی خانواده جوجه زاغی را دید که روی زمین افتاده بود. آنها جوجه زاغ را با خودشان به خانه بردند.
سام می گوید:"اسمش را گذاشتیم پنگوئن چون خیلی شبیه پنگوئن است. سراسر سفید و نرم بود و پاهای بزرگی داشت."
ابتدا فکر می کردند یکی از بالهای جوجه زاغ شکسته است ولی بعد متوجه شدند سالم است چون خیلی کوچک بود و بدن نحیفی داشت.
یک دامپزشک به آنها گفت نگهداری از جوجه زاغ مسئولیت زیادی است چون در ماههای اول باید هر دوساعت یک بار به او غذا بدهند. با این همه خانواده تصمیم گرفت که نجات این جوجه می تواند کار خوبی باشد که همگی در آن شرکت کنند.
سام می گوید:"خیلی به او علاقمند شدم چون مثل این بود که همیشه یک نفر پیش من است. از لحظه ای که او را به خانه آوردیم همیشه روی شانه ها و یا پاهای من می نشست. ما را سرگرم میکرد و می خنداند."
"باهاش حرف می زدم، غر می زدم و درد دلم را بهش می گفتم. به
نظرم شوهرم دیگه حوصله زیادی برای این حرف ها نداشت. ولی پنگوئن همه درد
دلهای من را شنیده و همه چیز را می داند."
به گفته سم خلق و خوی پنگوئن متغیر بود."بعضی از صبح ها عصبانی بود و دست آدم را نوک می زد. در مواقع دیگر با سرعت داخل سالن می دوید و خودش را می انداخت توی تخت، می رفت زیر لحاف و می خوابید. این حرکاتش واقعا خنده دار بود."
بچه ها هم با او بازی می کردند، برایش یک تکه چوب پرت می کردند و او با نوکش آنرا می گرفت.
کامرون شروع کرد به عکس گرفتن از جوجه زاغ و یک صفحه اینستاگرام برای پنگوئن درست کرد. به فاصله کوتاهی او هزاران طرفدار پیدا کرد.
پنگوئن در سراسر خانه جولان می داد و آداب توالت رفتن را نمی دانست در نتیجه همه جا را کثیف می کرد. وقتی بزرگتر شد خانواده او را تشویق کردند که برود توی باغ و در نهایت یاد گرفت شب ها بیرون بخوابد. ولی هر روز صبح ساعت شش سرو کله اش پشت در خانه پیدا می شد و صدای خاصی از خودش درمی آورد که معنای آن این بود "در را برایم باز کنید."
هر چه پنگوئن مستقل تر شد زمان بیشتری را بیرون از خانه می ماند. تابستانی که تقریبا یک ساله شده بود به مدت شش هفته ناپدید شد. دل همه برای او تنگ شده بود. اما درست روز تولد سیزده سالگی روبن پسر بزرگ خانواده دوباره سر و کله اش پیدا شد و هشت ماه دیگر آنجا ماند.
یک سال پیش او از خانه رفته و تاکنون برنگشته است. جوجه زاغی که به کمک خانواده نجات پیدا کرد بزرگ شده و آزادی خود را یافته است و همزمان سام نیز آزادی متفاوتی پیدا کرده است. از سه سال پیش ورزش قایقرانی (کایاک) را شروع کرده و اکنون عضو تیم کایاک پارالمپیک استرالیا است.
او می گوید:"از صندلی چرخ دار آمدم بیرون و به ورزش در آب و طبیعت بازگشته ام، چیزی که بشدت دلم برایش تنگ شده بود."
طی دوسالی که پنگوئن با آنها زندگی می کرد کامرون که عکاس حرفه ای است، حدود ۱۴ هزار عکس از او گرفته است. عکسهای زاغ در اینترنت علاقمندان فراوانی داشتند ولی در این مدت کسی از مشکلاتی که این خانواده با آن روبرو بود خبر نداشت.
داستان این ماجرا اکنون در کتابی به قلم بردلی ترور گریو همراه با عکس های کامرون منتشر شده است. با خواندن این کتاب اولین بار سام متوجه شد که فرزندانش او را بیهوش و مجروح روی زمین دیده بودند.
کامرون معتقد است درست به همان شکلی که خانواده اش جوجه زاغ را نجات دادند او نیز به نجات خانواده آنها کمک کرده است. "سام وقتی آمد خانه بشدت افسرده بود و وقتی پنگوئن وارد زندگی ما شد فضای خانه را کاملا تغییر داد. بخصوص روحیه سام را از این رو به آن رو کرد."
سام نیز موافق است و می گوید:"من واقعا دوستش داشتم، از صمیم قلب عاشقش بودم."
بخشی از عکسهایی که کامرون از زاغ گرفته اکنون در کتابی با عنوان "پنگوئن بلوم" منتشر شده که در عین حال ماجرای تصادف و بازپروری سام را هم بازگو می کند.
در مقدمه کتاب، سام با صراحت از زندگی در حالت فلج نسبی صحبت می کند."زندگی در حالت فلجی مثل بیرون آمدن از کما و فهمیدن این است که ۱۲۰ ساله هستید. خانواده و دوستان می خواهند شما خوشحال باشید چون بالاخره هنوز زنده اید ولی هر کاری که می خواهید بکنید خیلی کند و دردناک است. و بسیاری از کارهایی که قبلا انجام می دادید و به شما احساس زنده بودن می داد، اکنون دیگر غیرممکن است."
او می گوید توانست با کمک خانواده اش و ورزش و البته دوستی با یک پرنده براین شرایط غلبه کند. در ویدئوی تبلیغاتی این کتاب گفته می شود"فرشته ها در اندازه ها و اشکال گوناگون ظاهر میشوند."
نتایج یک تحقیق جدید حاکی از آن است که که هشدارهای مداوم در باره امنیت سایبری باعث "خستگی امنیتی" در میان مردم شده است.
چنین احساسی باعث میشود تا مردم دیگر چندان توجهی به اصول ایمنی نکنند.
موسسه ملی فناوری و استانداردها (NIST) که یک سازمان علمی دولتی در آمریکا است میگوید بسیاری از مردم اهمیتی به هشدارهایی که دریافت میکنند، نمیدهند.
گزارش این موسسه میگوید بسیاری از مردم همچنین از بهروز کردن مداوم نرمافزارها و تعداد کلمات عبوری که باید به خاطر بسپارند، خسته شدهاند.
موسسه ملی فناوری و استانداردها خاطرنشان میکند که این "رفتار پرمخاطره" ممکن است مردم را در معرض خطر قرار دهد.
مری تئوفانوس، محقق علوم رایانه، میگوید که از پاسخهایی که در طول تحقیق گرفتند، دریافتند که بسیاری از مردم از حجم هشدارهایی که درباره تهدیدهای دیجیتال دریافت میکنند، به ستوه آمدهاند.
شماری از کاربران هم از تعدد کلمات عبور و سایر مسایل مربوط به ورود امن به سایتها خسته شدهاند.
خانم تئوفانوس میگوید سالها قبل مردم تنها به یک رمز عبور احتیاج داشتند اما امروزه تعداد آنها به ۲۵ یا ۳۰ مورد میرسد.
او میافزاید این افراد از این که باید اقدامات امنیتی بیشتری برای ورود امن به سایتها برای انجام فعالیتهای اینترنتی بانکی با سایر کارهای خود انجام دهند، ابراز استیصال میکنند.
این تحقیق بر مبنای مصاحبههایی با آمریکاییان ۲۰ تا ۲۶ ساله که در مناطق روستایی و شهری زندگی میکردند و وضعیت اجتماعی متفاوتی داشتند تهیه شده است.
بسیاری از این افراد این سوال را مطرح کردند که چرا به رغم آن که برای ادارات حساس دولتی یا شرکتهای مالی کار نمیکنند، باید هدف حملات هکرها قرار گیرند.
در عین حال شماری از آنها گفتند که یکی از دوستان یا اعضای خانوادهشان هدف حملات هکرها قرار گرفتهاند.
همچنین آنها گفتند که در حالی که شرکتهای بزرگ که پول زیادی برای امنیت خود خرج کردهاند، هدف حملات قرار میگیرند، مردم عادی چگونه میتوانند در این شرایط ایمن باشند.
این تحقیق میگوید که وبسایتها و خدمات اینترنتی باید در زمینه مسایل امنیتی و نحوه آگاهی دادن به کاربران هماهنگی بهتری داشته باشند.
برایان استانتون، یکی از نویسندگان این گزارش میگوید اگر مردم نتوانند از امکانات امنیتی استفاده کنند، این کار را نخواهند کرد، "بعد هم ما و کشورمان امن نخواهیم بود."
آکادمی سلطنتی علوم سوئد برندگان نوبل فیزیک۲۰۱۶ را معرفی کرد و سه فیزیکدان بریتانیایی دویستمین جایزه نوبل را ار آن خود کردند.
نیمی از جایزه ۹۳۰ هزار دلاری نوبل فیزیک امسال به دیوید تولس فیزیکدان ۸۲ ساله اهدا شد و نیم دیگر جایزه بطور مشترک به دانکن هالدین فیزیکدان ۶۵ ساله و مایکل کوسترلیتز فیزیکدان ۷۴ ساله رسید.
هر سه فیزیکدان در آمریکا کار و زندگی میکنند.
کمیته نوبل این جایزه را به دلیل کشف خواص "عجیب" ماده به این سه دانشمند داد، کشفی که به گفته کمیته نوبل "دری را به دنیایی ناشناخته گشود" و امکان طراحی مواد تازهای را فراهم کرده است.
این سه فیزیکدان از شاخه نسبتا جوانی در ریاضی به نام توپولوژی استفاده کردند تا خواصی را که ماده میتواند از خود نشان دهد از نو تعریف کنند.
آنها کار خود را در دهه هفتاد میلادی آغاز کردند و نشان دادند در حالتهای نادر ماده مثل ابررسانایی، ابرمایع و سطوح بسیار نازک مغناطیسی، ماده خواص فیزیکی عجیب و نامتعارفی از خود نشان میدهد.
تولس و کوسترلیتز بر پدیده هایی که در سطوح بسیار نازک مواد دیده می شوند تمرکز داشتند؛ سطوحی که به قدری نازک هستند که در واقع دو بعدی هستند.
به عبارت دیگر آنها بر خلاف تفکر رایج که ماده سه بعد طول و عرض و ارتفاع دارد به بررسی پدیدههای فیزیکی و خواص مواد در سطوح دوبعدی پرداختند.
هالدین درباره رشتههایی تحقیق میکرد که بقدری ظریف و نازک هستند که میتوان آنها را تکبعدی دانست.
تحقیقات این سه دانشمند نشان داد این حالتهای عجیب ماده مثل ابررسانایی، یعنی نبود مقاومت در مقابل عبور الکترونها از خلال ماده، امکان پذیر هستند.
در میان برندگان رشته های مختلف نوبل، برندگان نوبل فیزیک در مجموع جوانترین برندگان بودهاند که متوسط سن آنها ۵۵ سال بوده است.
تاکنون فقط دو زن برنده نوبل فیزیک شدهاند، ماری کوری در سال ۱۹۰۳ به همراه شوهر ش پییر و هانری بکرل برای خاصیت رادیواکتیو و ماریا گوپرت مایر در سال ۱۹۶۳ برای تحقیقاتش در باره ساختار اتم.
کوچکترین ماشین های جهان که هزار بار کوچکتر از تار مو هستند می توانند انقلابی در علم پزشکی ایجاد کنند. این از دلایلی است که آکادمی نوبل جایزه شیمی امسال را به سه دانشمندی می دهد که توانسته اند مولکولهایی بسازند که قادر به حرکت کنترل شده هستند.
جایزه نوبل شیمی ۲۰۱۶ برای ساخت ریزترین ماشینها مشترکا به ژان پیر ساووژ، فریزر استودارت و برنارد فرینگا اهدا شد.
ماشینهایی که برندگان نوبل شیمی سال جاری ساختهاند هزار بار نازکتر از تار مو هستند.
این ریزماشینها میتوانند برای انتقال دارو درون بدن به کار گرفته شوند و به عنوان مثال دارو را مستقیما به سلولهای سرطانی برسانند.
از این کار نانوتکنولوژیک همچنین میتوان در توسعه "مواد هوشمند" استفاده کرد. اصطلاح مواد هوشمند به دستهای از مواد اطلاق میشود که میتوان آنها را برای واکنش به عامل بیرونی طراحی کرد. آلیاژهای حافظهدار از جمله این مواد هستند.
برندگان نوبل شیمی امسال به چنان پیشرفتی در پیوند مولکولها رسیدهاند که میتوانند از آن برای طراحی و ساخت از موتور گرفته تا ماهیچههای بسیار ریز استفاده کنند.
اولاف رامستورم، از کمیته نوبل، گفت برندگان امسال نوبل شیمی "کنترل حرکت در مقیاس مولکولی را به اوج رساندهاند."
پروفسور فرینگا، یکی از برندگان، گفت: "نمیدانم چه بگویم، شوکه و راستش احساساتی شدم."
ژان پیر ساووژ در سال ۱۹۴۴ در فرانسه متولد شده و پروفسور بازنشسته دانشگاه استراسبورگ است. تحقیقات او درباره استفاده از نور خورشید برای برانگیختن واکنشهای شیمیایی به پژوهشی روی پیوند زنجیری مولکولها منجر شد و این قدم اولیهای برای ساخت ماشینهای مولکولی بوده است.
فریزر استودارت متولد ۱۹۴۲ ادینبورگ است و هم اکنون در دانشگاهی در آمریکا کار میکند. او در تحقیقاتش توانسته مولکولها را مانند میلهای به هم بچسباند و از این میلهها به عنوان محور در ماشینهای مولکولی استفاده میشود.
برنارد فرینگا متولد ۱۹۵۱ در هلند است و در دانشگاهی در هلند شیمی ارگانیک تدریس میکند.