بایگانی مطالب خواندنی  جالب..
بایگانی مطالب خواندنی  جالب..

بایگانی مطالب خواندنی جالب..

1-مشهورترین نامه های دنیا .. 2-اصـول جـالب گانـدی برای دگرگـونی جـهان..3-برتـــرین ســوالات علمــی بی پاســخ جهــان

مشهورترین نامه های دنیا

بعضی از قدیمی ترین نامه های داخل بطری به حدود ۱۰۰ سال پیش تعلق داشته و بعضی از آنها حتی گینسی شده اند.

شرح موقعیت جغرافیایی، درخواست کمک یا متنی که نویسنده برای همسر خود نوشته بود، موضوع اصلی تمام نامه هایی است که داخل بطری های بسیار قدیمی و در اقیانوس ها یا دریاها پیدا شده اند. با آنکه هرگز مشخص نشده که اولین نامه داخل بطری چه زمانی پیدا شده است اما اینطور که در تاریخ ادعا شده است اولین نامه توسط یک فیلسوف یونانی به نام «تئوفراستوس» در دریای مدیترانه و در سال ۳۱۰ بعد از میلاد پیدا شده است.

جالب اینجاست که موقعیت نویسنده نامه در اقیانوس اطلس عنوان شده بود و این نامه پس از سفری طولانی بالاخره به مدیترانه رسیده بود، البته این نامه هرگز دیده نشد و معلوم نیست که در حقیقت وجود داشته است یا خیر.

پروژه نامه گمشده

«ابی جکوبسون» نامه ای زرد و پوسیده را پیدا کرد که در سال ۱۹۴۴ نوشته شده بود، این نامه متعلق به خانم و آقای جوزف و متئوس می شد که احتمالا زمانی در آپارتمانی در نیویورک ساکن بودند.

ابی می گوید: «زمانی که نامه را باز کردم می دانستم نامه ای بسیار قدیمی است ولی با دیدن تاریخ و موضوع آن واقعا شگفت زده شدم. نامه مربوط به زمان جنگ جهانی دوم بود.»

ابی در ابتدا نمی دانست باید با این نامه چه کار کند. چند روز هم از پیدا کردن آن گذشت تا اینکه بالاخره تصمیم گرفت به دنبال صاحبان نامه بگردد. این داستان آنقدر برایش جالب شده بود که نمی خواست در خانه نشسته و تنها از طریق اینترنت به جستجو بپردازد، به همین خاطر، به شهرداری نیویورک رفته و به جستجوی آنها در مدارک موجود در شهرداری مشغول شد. چند ماه از این موضوع گذشت و ابی نتوانست موفق به پیدا کردن آنها شود، پس جستجوی اینترنتی را آغاز کرد. او وب سایتی راه اندازی کرده نام آن را «پروژه نامه گمشده» گذاشت.

در ابتدا ابی می خواست به تنهایی آنها را پیدا کند اما کم کم به این نتیجه رسید که کمک مردم او را زودتر به هدف می رساند. در این مسیر مرد آمریکایی توانست همراهان بسیاری پیدا کند که حاضر بودند به صورت آنلاین به او کمک کنند. یکی از آنها مگی نام داشت و ساکن دانمارک بود. ابی با کمک مگی توانست بالاخره با پسر خانواده یعنی اسکات متئوس ارتباط برقرار کنند، او نیز ساکن نیویورک بوده و ۶۷ سال سن داشت.

ابی می گوید: «برای من بسیار جالب بود که افراد زیادی از سراسر دنیا با من ارتباط برقرار کردند تا بتوانیم نامه ای را به دست صاحبش برسانیم.» خانم و آقای متئوس از دنیا رفته بودند و اسکات تنها بازمانده آنها به حساب می آمد. اسکات می گوید: «این نامه برای من خیلی جالب بود زیرا پدرم تنها دو ماه قبل از به دنیا آمدن من در جنگ جان خودش را از دست داد. من هرگز او را ندیدم و او را به خوبی نمی شناختم. همیشه گمان می کردم او ما را دوست نداشته که به خاطر جنگ من و مادرم را تنها گذاشته است ولی با خواندن این نامه توانستم میزان علاقه اش به مادرم را بفهمم.»

نامه های جاسوسی

در گذشته جاسوسان نیروی دریایی انگلیس برای فرستادن اطلاعات مهم و موقعیت دشمن، از نوشتن نامه و فرستادن آنها به وسیله بطری استفاده می کردند، به این ترتیب اگر نامه به دست دشمنان می افتاد جاسوسان شناسایی نشده و جان سالم به در می بردند.

با اینکه ممکن بود این نامه ها به دست هر کسی بیفتند و اطلاعات محرمانه فاش شوند اما هیچ چاره ای برای آن اندیشیده نشده بود تا اینکه یکی از این بطری ها به دست ماهیگیری معمولی افتاد و اطلاعات آن توسط این شخص خوانده شد.

در آن زمان، ملکه الیزابت اول از این موضوع مطلع شده و پس از مجازات ماهیگیر کنجکاو، شغل جدیدی اختراع کرد، بازکننده بطری های پیدا شده از اقیانوس. شغل این فرد جستجو در اقیانوس و پیدا کردن بطری ها بود و تنها کسی که حق داشت در این بطری ها را باز کند این شخص بود. به غیر از او، هر کس دیگری که بطری را باز کرده و نامه را خارج می کرد به اعدام محکوم می شد. هنوز هم پس از صدها سال گاهی یکی از این بطری ها که حاوی اطلاعات جاسوسی هستند در سواحل انگلیس به چشم می خورند.

نامه زندانیان

بیشتر مردم گمان می کنند که نامه های داخل بطری همه به داخل دریا انداخته می شوند اما این موضوع درباره تمامی آنها صحت ندارد. در سال ۲۰۰۹ نامه ای در داخل یک بطری پیدا شد که متعلق به زندانیان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۴ بود و توسط کارگردان این زندان در لهستان پیدا شد.

آنها در حال نوسازی زیرزمین این زندان بودند که بطری را داخل یکی از دیوارها پیدا کردند. این زندان در واقع بازداشتگاهی سیاسی مربوط به نازی ها بود. تاریخ نامه، نهم سپتامبر ۱۹۴۴ را نشان می داد و متن نامه در واقع، شماره زندانی و آدرس ۷ زندانی بود که با مداد نوشته شده بود.

شش نفر از این زندانیان لهستانی و یکی دیگر اهل فرانسه بودند و همگی بین ۱۸ تا ۲۰ سال سن داشتند. از این تعداد تنها ۲ نفر توانسته بودند از جنگ جهان سالم به در برده و به خانه های خود بازگردند.

 

نامه ای برای ملکه

یکی دیگر از مشهورترین نامه هایی که داخل بطری و در اقیانوس اطلس پیدا شد، متعلق به کریستف کلمب بود. وقتی کشتی او، نینا، به همراه تعداد زیادی از خدمه، گرفتار طوفانی بسیار سخت شد، آنها هرگز گمان نمی کردند که بتوانند از این طوفان جان سالم به در ببرند. به همین خاطر، کریستف نامه ای نوشته و موقعیت خود، کشفیاتش و هر آنچه را دیده بود در آن شرح داد. او نامه را داخل یک بطری قرار داد و به دریا انداخت. در تکه ای کاغذ که همراه نامه بود از یابنده خواست تا آن را به ملکه اسپانیا بدهد. این نامه حدود ۱۰۰ سال پس از آن پیدا شده و هم اکنون در موزه ای در اسپانیا نگهداری می شود.

نامه دانش آموزان

در دسامبر ۲۰۰۸، مارلی برندل برای تفریح به تالاب نلسون در نزدیکی دهکده خود در آلاسکا رفته بود که متوجه شیء عجیبی در میان تالاب شد. او یک بطری پلاستیکی را دیده بود که نامه ای در آن قرار داشت. از رنگ زرد و کاغذ پوسیده نامه مشخص بود که زمان زیادی از نوشته شدن آن می گذرد. مارلی نامه را از بطری خارج کرده و متوجه شد که آدرس آن مربوط به مدرسه ای در شهرهای شمالی آلاسکاست. در این نامه نوشته شده بود: «سلام یابنده عزیز. اسم من امیلی هوآنگ است و در کلاس چهارم تحصیل می کنم. این نامه هم بخشی از تحقیقات ما درباره اقیانوس ها و مردمانی است که در کشورهای دوردست زندنگی می کنند. لطفا پس از پیدا کردن بطری، تاریخ و موقعیت جغرافیایی آن را به این آدرس بفرستید. پس از آن، ما عکس و تاریخی را که بطری را به اقیانوس انداخته ایم برای شما خواهیم فرستاد.»

مارلی به این موضوع بسیار علاقه مند شد و تصمیم گرفت تا نامه ای به آدرس فرستنده بفرستد، پس از تحقیقات بسیار، او فهمید که این نامه ۲۱ سال قبل به اقیانوس انداخته شده بود و این دانش آموزان دیگر فارغ التحصیل شده اند.

نامه ای برای کمک

در سال ۱۹۹۹ وقتی یک ماهیگیر اسکاتلندی در حال ماهیگیری با تور قدیمی خود بود ناگهان متوجه شد که چیزی بزرگتر و سنگین تر از یک ماهی معمولی صید کرده است. او تور خود را کشید و متوجه شد به جای ماهی، یک بطری در داخل تور است که نامه ای داخل آن قرار دارد، پس از باز کردن بطری، ماهیگیر دو نامه پیدا کرد که روی یکی از آنها نوشته شده بود مخصوص «توماس هوگسج» و تاریخ آن مربوط به نهم سپتامبر ۱۹۱۶ می شد.

در نامه ای که خصوصی نبود از یابنده درخواست شده بود تا نامه دیگر را به همسر توماس به نام «الیزابت» برساند. ماهیگیر که نمی توانست جلوی کنجکاوی خود را بگیرد، نامه خصوصی را هم باز کرد. البته او شاید می خواست از این طریق بتواند نامه را به صاحبش برساند. نامه الیزابت یک متن ساده بود که توماس برای همسرش نوشته بود. نامه نشان می داد تازه یک سال از ازدواج این دو زوج می گذشته که توماس برای شرکت در جنگ جهانی اول مجبور شده بود به فرانسه سفر کند.

اینطور که مشخص بود این دو نفر نمی توانستند پس از این همه سال زنده باشند، پس ماهیگیر به جستجوی اقوام یا فرزندان آنها مشغول شد. این داستان آنقدر جالب بود که دولت اسکاتلند حاضر شد تمامی مخارج سفر را به ماهیگیر بپردازد تا او نامه را به صاحبشان برساند. جالب اینجاست که دختر آنها هنوز زنده بود و در نزدیکی همان آدرس، خانه داشت. این نامه پس از ۸۳ سال به صاحب اصلی خود رسید.

نامه گینسی

قدیمی ترین نامه داخل بطری پیدا شده در دنیا که در کتاب رکوردهای گینس هم ثبت شد نامه ای ۹۹ ساله است که حاتلا در موزه علوم دریایی اسکاتلند در آبردین نگهداری می شود. این نامه داخل یکی از ۱۸۹۰ بطری ای بود که در یک طرح آزمایشی، در تاریخ ۱۰ ژوئن ۱۹۱۴ به دریا انداخته شد.

این طرح متعلق به «کاپیتان هانتر براون» بود تا بفهمد که یک بطری تا چه زمانی می تواند به سفر دریایی خود ادامه دهد. او سال ها پس از انداختن بطری ها، سفرهای دریایی خود را دوباره آغاز کرده و موفق شد ۳۱۵ بطری را پیدا کند.

در تمامی این برنامه ها، از یابنده خواسته شده بود تا پس از نوشتن موقعیت پیدا شدن بطری و در صورت امکان گذاشتن عکسی از آن منطقه، آن را دوباره به آدرس کاپیتان هانتر بفرستند اما به غیر از بطری هایی که توسط خود هانتر پیدا شد، هیچ بطری دیگری به دست او نرسید تا اینکه در سال ۲۰۱۲ یک ماهیگیر اسکاتلندی موفق شد این نامه را پیدا کند.

نامه خصوصی هوگس

در سال ۱۷۸۴ یک کاپیتان ژاپنی به نام «شینوسکه ماتسویاما» با کشتی خود و همراه ۴۴ خدمه و دریانورد در اقیانوس اطلس در حال سفر بودند که در کنار جزیره ای خالی از سکنه دچار حادثه شده و کشتی آنها غرق شد.

آنها که مدت زیادی در آنجا مانده و دیگر ذخیره آب و غذایشان به اتمام رسیده بود، تصمیم گرفتند نامه ای نوشته و به دریا بیندازند تا شاید کسی آن را پیدا کرده و به کمکشان بیاید.

البته این افراد زیاد هم خوش شانس نبودند زیرا نامه آنها ۱۵۰ سال بعد و زمانی پیدا شد که دیگر تمامشان جان خود را از دست داده بودند.

این نامه روی پوسته ای نازک از درخت نوشته شده و درون یک بطری قرار داده شده بود. نامه هم اکنون در موزه ای در ژاپن نگهداری می شود و یابنده اصلی آن هرگز مشخص نشد.

 

منبع : سیمرغ




اصـول جـالب گانـدی برای دگرگـونی جـهان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


نیازی به معرفی گاندی نیست. همگان مردی که در سال ۱۹۴۷ توانست با استفاده از شیوهٔ ضدخشونت نافرمانی مدنی، استقلال هند را از بریتانیا بگیرد و در نهایت هند را از دست امپراتوری بریتانیا رهایی بخشید می شناسند. او که رهبر سیاسی و معنوی هندی‌ها بود در طول زندگیش استفاده از هر نوع ترور و خشونت برای رسیدن به مقاصد را رد می‌کرد. فلسفهٔ بی‌خشونتی گاندی که به معنای تلاش و کوشش برای رسیدن به حقیقت نامیده شده روی بسیاری از جنبش‌های مقاومت بدون خشونت در سراسر جهان و تا امروز تأثیر گذارده‌ است.

گاندی همیشه می‌گفت که اصول او ساده هستند و از باورهای سنتی هندو به نام‌های ساتیا (حقیقت) و آهیمسا (ضدخشونت) گرفته شده‌اند. در ادامه مروری داریم بر 10 اصل گاندی برای دگرگونی جهان. جهانی که صلح، صفا و آرامش را بیشتر از هر چیز دیگری می پسندد ...

1. ایجاد دگرگونی در خود 

نمونه ی تغییری باش که می خواهی در جهان ایجاد کنی. به عنوان یک انسان عظمت و شکوه ما در بازسازی جهان نیست. این طرز تفکر جهان اتمی است. باید به بازسازی خودمان بپردازیم.

اگر بتوانی دگرش پیدا کنی جهان را مورد دگرگونی قرار خواهی داد. اگر نگرشت دگرش یابد احساس و اعمالت دگرش می یابد و لاجرم جهان پیرامونت دستخوش تغییری عظیم خواهد شد. نه تنها اکنون جهان را از دریچه ی لنزهای اندیشه و احساس جدیدی می بینی بلکه دگرگونی های درونی ات قدرت انجام کارهایی را می دهد که تا به حال انجام نداده بودی و حتی تا به حال به آن ها فکر هم نکرده بودی.

تغییر جهان بدون تغییر خودت لذت بخش نیست زیرا وقتی به آن چه عطشش را داشتی می رسی می بینی تو هنوز همان تویی! با همان اشتباهات، خشم ها و تمایلات منفی و ویرانگر! بنابراین آن چه آرزو داشتی را در شرایط جدید نمی یابی چون هنوز ذهنت درگیر آن عناصر منفی است که با دور شدن از خویشتن خویش و عدم وجود بینش نسبت به آن قدرتمندتر می شوند و مسائل و مشکلات موجود را بسط می دهند.

2. تحت کنترل هستی

هیچ کس نمی تواند بدون اجازه ی من، آزارم دهد. آن چه احساس می کنی و همچنین واکنشت به هرچیزی بستگی به خودت دارد.

شیوه ی نگرش، برخورد و احساست را نسبت به چیزهای مختلف خودت انتخاب کن. بیش از حد لازم واکنش نشان نده. هنگامی که مطمئن شدی کسی از بیرون احساسات تو را کنترل نمی کند می توانی این طرز نگرش را به زندگی روزانه ات تزریق کنی.

3. ببخش و بگذار بگذرد

افراد ضعیف نمی توانند ببخشند. بخشش شیوه ی قدرتمندان است. سیاست چشم در برابر چشم تنها جهانی کور بر جای خواهد گذاشت.

نبرد شیطان و اهریمن سودی نخواهد داشت. باید شیوه ی واکنشی را برگزینیم که هم برای خودمان و هم برای دیگران سودمند باشد. باید یاد بگیری چگونه با بخشش و بیخیالی نسبت به گذشته می توانی خودت و دیگران را از موهبتی بزرگ بهره مند سازی. گذران زندگی در یک خاطره ی تلخ هیچ کمکی نمی کند تنها باید تجربه ای از آن برگرفت و رد شد. ماندن در گذشته تنها موجب رنجش خاطر می شود و جلوی تحرک و فعالیت را سد خواهد کرد. اگر نبخشی به گذشته و افراد دیگر اجازه داده ای که احساسات تو را به کنترل خود در آورند. بخشش موجب رهایی از آن زنجیرهاست و پس از آن می توانی به آینده چشم بدوزی.

4. بدون فعالیت نمی توان به جایی رسید

دو صد گفته چون نیم کردار نیست. بدون حرکت و فعالیت کاری از پیش نخواهد رفت در عین حال حرکت سخت است و مقاومت درونی زیادی وجود خواهد داشت.

بنابراین احتمالاً مطالعه و تحصیل ابدی را ترجیح خواهید داد و خیال می کنید که در حال پیشرفت هستید درحالیکه هیچ نتیجه ی عملی در برنخواهد داشت. برای رسیدن به آن چه می خواهید و برای شناخت خود و جهان پیرامون باید تجربه کنید. کتاب ها تنها بر دانش شما می افزایند باید حرکت کنید و آن ها را به فهم و فعالیت ترجمه کنید.

5. در حال، زندگی کنید

نمی خواهم آینده را پیش گویی کنم به حال بپردازید. خداوند قدرت کنترل آینده را به من نداده است.

بهترین راه برای غلبه بر مقاومت درونی ای که اغلب ما را از حرکت باز می دارد ماندن در زمان حال و پذیرش آن است. در زمان حال در مورد آینده نگران نیستی چون نمی توانی آن را کنترل کنی. مقاومت در نتیجه ی تصور عواقب آینده ای منفی یا اندیشیدن به شکست های گذشته در برابر حرکت شما قدرتش را از دست خواهد داد. بنابراین انجام فعالیت و حرکت آسانتر خواهد شد و تمرکز بر حال افزایش خواهد یافت. به یاد داشته باشید که ماندن در زمان حال عادتی ذهنی است که باید در ما پرورش پیدا کند و در گذر زمان قدرتمندتر شود.

6. همه انسانند

ادعای من اینست که انسانی ساده هستم و گاهی مانند هر موجود فناپذیری خطا می کنم. آن قدر متواضع هستم که به گناهانم اعتراف کنم و به جبران گذشته ام بپردازم.

اعتماد بیش از حد به دانش خود احمقانه است. قویترین ها ممکن است ضعیف شوند و داناترین ها ممکن است اشتباه کنند. وقتی شروع می کنید از کسی اسطوره بسازید حتی اگر کارهای خارق العاده ای انجام داده باشد باعث می شوید کم کم از آن فرد دورتر و دورتر شوید. کم کم احساس می کنید که هرگز نمی شود مثل او بود چون او خیلی متفاوت است. پس به خاطر داشته باشید همه صرف نظر از آنکه چه کسی هستیم انسانیم. همه انسانیم و جایزالخطا و نگه داشتن انسان ها در استانداردهای غیرعاقلانه فقط باعث ایجاد تعارضات غیر ضروری درون و منفی بافی های جهان پیرامون خواهد شد. خودتان را از عادت بد سرزنش به خاطر اشتباهاتی که مرتکب شده اید رها سازید در عوض ببینید کجای راه را اشتباه رفته اید. چه درسی می توانید از اشتباهتان بگیرید و سپس دوباره امتحان کنید.

7. پافشاری کن و ادامه بده

اول بی اعتنایی می کنند! سپس می خندند! بعد می جنگندند و سرانجام تو پیروز می شوی!

صبور باش تا نیروهای مقابل تو نابود شوند و سقوط کنند و مقاومت درونی ویرانگرت که می خواهد همواره عقب نگه داشته شوی ضعیف و ضعیف تر شود.

آنچه را واقعاً دوست داری انجام دهی را پیدا کن! پس از آن انگیزه ی درونی تو را به پیش خواهد برد.


یکی از دلایل اینکه سیاست "بدون خشونت" گاندی پیروز شد آن بود که او و حامیانش صبور بودند آنها هرگز از حرکت باز نایستادند. موفقیت و پیروزی هیچ گاه به سرعت به بارنمی آید. یکی از دلایل آن که مردم به آن چه می خواهند نمی رسند این است که خیلی زود دست از تلاش می کشند. زمان واقعی مورد نیاز برای آن کار چیزی نیست که آن ها تصور می کنند. این تصور غلط تا حدودی در اثر القائات جهانی است که در آن زندگی می کنیم. جهانی پر از قرص های جادویی، قرص های لاغری و راه های ثروتمند شدن در ۳۰ روز! یکی از راه های پرورش صبر و شکیبایی همان نقل قول سوم از گاندی است. شوخ طبع باشید، لطافت طبع دشوارترین دقایق را آرام و سبک می کند.

8. به چیزهای خوب در مردم بنگرید و به آن ها کمک کنید

فقط به خوبی های مردم نگاه می کنم. درحالیکه خودم بی اشتباه نیستم اجازه تجسس در اشتباهات دیگران را به خودم نمی دهم.

انسان ها به اندازه ای شکوه و عظمت می یابند که به آرامش همنوعانشان کمک می کنند.

زمانی تصور می کردم رهبری یعنی قدرت حالا می گویم رهبری یعنی همقدم شدن با مردم. 


همیشه در مردم خصائل خوب و بد همزمان هست. حال با تو است که بر کدام یک از آن ها تمرکز کنی. اگر به دنبال پیشرفت و بهبودی هستی تمرکز بر ابعاد خوب مردم انتخابی به جاست. این انتخاب زندگی را برایت آسانتر می کند. همچنین جهان و ارتباطاتت را لذتبخش تر و مثبت خواهد کرد. وقتی به ابعاد خوب شخصیت مردم نگاه می کنی خدمت کردن به آن ها برایت راحت تر می شود. با خدمت به مردم و ارزش نهادن به آن ها نه تنها زندگی آن ها را بهتر می کنی در گذر زمان آن چه می دهی را باز پس می گیری. مردمی که به آ نها کمک می کنی یاد می گیرند چگونه به دیگران کمک کنند و سپس همه با هم مارپیچی فزاینده از دگرش های مثبت خواهیم ساخت که رشد می کند و قوی تر می شود. با بهبود مهارت های اجتماعیتان فرد مؤثرتری خواهید شد که می تواند این مارپیچ را قوی تر کند.

9. سازگار، اصیل و درست باشید!

شادی یعنی آن چه فکر می کنی با آن چه می گویی و آن چه انجام می دهی هماهنگ باشد.

همیشه به دنبال هماهنگی کامل فکر و کلمات و اعمالت باش. افکارت را خالص کن و آن گاه همه چیز خوب خواهد بود. یکی از راه های بهبود مهارت های اجتماعی هماهنگی در رفتار و ایجاد ارتباطات صحیح است. احساس قدرت و لذت درونی از دیدن افکار و کلمات و اعمال هماهنگ حاصل می شود و بلافاصله این هماهنگی در ارتباطاتت نمایان می شود. تن صدا و زبان بدن که ۹۰ درصد از رسالت هرگونه ارتباط را بر عهده دارند در هماهنگی کامل با کلمات می باشند. با استفاده از این کانال های هماهنگ مردم به آن چه می گویید گوش خواهند داد. اگر اعمالتان با آن چه می گویید هماهنگ نباشد به اعتقاد خودتان به آنچه انجام می دهید و همچنین به اعتبارتان نزد مردم لطمه خواهد خورد.

10. به پیشرفت و تکامل ادامه بده

پیشرفت همیشه قانون زندگی است و کسی که سعی می کند بر عناوینش پافشاری کند تا نشان دهد که ثابت قدم است به جایگاه نادرستی خواهد شتافت.

همواره می توانید مهارت ها و عاداتتان را بهبود ببخشید و یا میزان تکاملتان را بسنجید. می توانید به فهم عمیق تری از خود و جهان پیرامونتان دست یابید. مطمئناً ممکن است متزلزل به نظر برسید مانند کسی که نمی داند لحظه به لحظه چه کاری انجام می دهد. هماهنگی و حفظ اعتبار در ارتباطات مشکل به نظر می رسد. ولی اگر هماهنگ نباشی همان طور که گاندی می گوید به جایگاه نادرستی شتافته ای! جایگاهی که در آن خواهی کوشید با اصرار بر نگرش ها و نظرات قدیمی، خودت را ثابت قدم نشان دهی در حالیکه لااقل خودت می دانی جایی از کار می لنگد! می دانی که جایگاهت مکان مناسبی نیست. راه رشد و تکامل مسیری سودمندتر و شادتر است.
 

"ایمانت را به بشریت از دست نده. بشریت یک اقیانوس است اگر چند قطره از آن آلوده شود اقیانوس آلوده نشده است."

"تفاوت بین آنچه انجام می دهیم و آن چه می توانیم انجام دهیم برای حل همه ی مشکلات جهان کفایت می کند."

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


برتـــرین ســوالات علمــی بی پاســخ جهــان

 

http://mj6.persianfun.info/img/92/6/Questions/01.jpg

 

پروژه کشف برترین رازهای علم در حدود دو سال پیش توسط نشریه لایو ساینس آغاز شد و طی آن از چندین دانشمند در زمینه های مختلف در این باره سئوالهایی پرسیده شد. در نهایت از میان ۱۴ پدیده مطرح شده ۱۰ پدیده به عنوان برترین سئوالهای بی جوابی که انسان همچنان در جستجوی آن به سر می برد توسط این نشریه ارائه شده است.

عامل تکامل چیست:

بارها تکرار شده است که عامل شکل گیری تکامل انتخاب طبیعی است. این دلیل به عنوان موتور اصلی که تولید ارگانیسمها و موجودات پیچیده را به عهده دارد و همچنین به عنوان یکی از برترین تئوری های علمی شناخته می شود. اما آیا تکامل بر اساس انتخاب طبیعی تنها توضیح برای شکل گیری ارگانیسمهای پیچیده است؟ به گفته ماسیمو پیگلیوجی از بخش اکولوژی و تکامل دانشگاه استونی بروک در نیویورک، این سئوال یکی از برترین رازهای کنونی علم به شمار می رود. آیا تکامل تنها تحت تاثیر انتخاب طبیعی قرار دارد یا خصوصیات دیگری نیز در شکل گیری آن دخیل هستند؟

در درون یک زلزله چه رخ می دهد:

قرارگیری چنین سئوالی در لیست رازهای علمی جهان کمی دور از ذهن به نظر می آید. اما واقعیت این است که انسان تا کنون اطلاعات دقیقی از آنچه در اعماق سیاره زادگاهش در حال وقوع است، ندارد. متخصصان می توانند با دقتی بالا مکان آغاز و نوع گسلی که در آغاز زلزله شرکت داشته است را تعیین کنند. حتی امکان پیش بینی مدت پس لرزه ها نیز وجود دارد. اما تا کنون به صورت قطعی آنچه در هنگام زلزله در حال وقوع است مشخص نشده است. طبیعت و نیروهای طبیعی که گسلها را حفظ کرده و سپس آنها را رها می کنند، همچنان ناشناخته باقی مانده اند.

تام هیتون زمین شناس دانشگاه کلتک معتقد است مشکل لغزش اصطکاکی در زلزله ها یکی از اصلی ترین مشکلات موجود در علوم زمینی است و اکنون به یکی از بزرگترینها رازها در اصول فیزیکی زلزله تبدیل شده است.

من کیستم:

طبیعت خودآگاهی از گذشته های دور روانشناسان و دانشمندان شناختی را پریشان و سردرگم کرده بود. جوزف دیلاکس عصب شناس دانشگاه نیویورک معتقد است در حالیکه انسان بر این باور است که عاملی مستقل به حساب می آید، اینگونه نیست. تمامی اعمال انسان تحت تاثیر فرایندی ناخودآگاه و محیطی قرار دارد. درک چگونگی تصمیم گیری هشیارانه، داشتن ذهنی مستقل و شخصی، روح و … از عواملی هستند که پاسخ آنها بیش از چندین دهه از انسان فاصله دارند. اینگونه به نظر می رسد که بشر زمان زیادی را برای پاسخ دادن به حیاتی ترین سئوال زندگی خود نیاز خواهد داشت.

زندگی چگونه بر روی زمین شکل گرفته است:

شواهد اولیه نشان می دهد حیات اولیه میکروبها در زمین به بیش از سه بیلیون سال پیش باز می گردد و هیچکس از چگونگی آغاز آن آگاه نیست. ایده های مختلفی مانند واکنشهای شیمیایی زنجیره ای در بستر دریاها وجود دارند. دیانا نورتآپ از بیولوژیستهای دانشگاه نیومکزیکو معتقد است تئوری های زیادی درباره منشا حیات ارائه شده است که اثبات و یا رد آنها بسیار سخت و پیچیده خواهد بود. مغز انسان چگونه عمل می کند: برخی بر این باورند که تسلط کاملی بر پاسخ علمی این سئوال ایجاد شده است. در واقع نمی توان انکار کرد که نسبت به دهه های گذشته اطلاعات بسیار بیشتری از عملکرد مغز در اختیار انسان قرار گرفته است اما با وجود بیلیونها نرون عصبی که هریک از هزاران اتصال برخوردارند نمی توان گفت که انسان درباره عملکرد مغز به قطعیت رسیده است.

اسکات هیوتل از مرکز علوم عصب شناختی در دانشگاه داک در باره این موضوع می گوید: انسان بر این باور است که مغز را به طور کامل درک کرده است یا حداقل هر فرد با توجه به تجربیاتی که داشته مغز خود را درک کرده است. اما تجربیات شخصی هر انسان، راهنمای بسیار ضعیفی برای کشف عملکرد کامل مغز به شمار می رود. سئوالات زیادی از جمله چگونگی مطالعه، چگونگی تشکیل شبکه های نرونی، چگونگی یادگیری، به خاطر سپردن، عشق ورزیدن، شنیدن، حرکت کردن و یا هر عمل دیگری درباره مغز انسان بی پاسخ باقی مانده است. درصورتی که بتوان مغز را درک کرد، انسان خواهد توانست تمامی ظرفیتها و محدودیتهای فکری، احساسی، استدلالی، عشق و تمامی جنبه های حیات را درک کند.


بقیه جهان کجاست:

دانشمندان پاسخ این سئوال را با توجه به پدیده های مرموز ماده و انرژی تاریک، بخش تاریک جهان می نامند. در واقع تنها تمامی گونه های ماده و انرژی که تا کنون در جهان یافته شده اند، تنها چهار درصد از کل ماده و انرژی واقعی و موجود جهان را تشکیل می دهند. میزانی که با هیچ برابری می کند. ۹۶ درصد باقی مانده همچنان ناشناخته اند و دانشمندان برای یافتن آن به دورترین نقاط فضا و عمیق ترین نقاط زمین روی آورده اند.

عامل گرانش چیست:

شاید گمان برود که جاذبه زمین کاملا درک شده و هیچ نکته مرموزی ندارد زیرا نیوتون آن را در زمانهای بسیار گذشته کشف کرده است. نیروی گرانش یکی از ضعیفترین نیروهایی است که تا کنون در جهان شناسایی شده و در حالت استاندارد فیزیکی هیچ توضیحی برای چگونگی عملکرد آن وجود ندارد. نظریه پردازان معتقدند شاید این نیرو در اثر ذرات بی حجم و کوچکی به نام گراویتونها که در میدانهای گرانشی جریان دارند، شکل گرفته است.

مارک جکسون، یکی از نظریه پردازان فیزیک در لابراتوار فرمی درایلینویز معتقد است گرانش از آنچه در حالت استاندارد فیزیک توضیح داده می شود، کاملا متفاوت است. زمانی که درباره تعاملات کوچک گرانشی محاسباتی انجام می گیرد جوابهای غیر عقلانی به دست می آید و می توان گفت علم ریاضی در توضیح این مسائل کاملا ناتوان است.

آیا نظریه ای برای توضیح همه چیز وجود دارد:

فیزیکدانان از مدلهای استاندارد خوبی برخوردارند که می توانند جهان هستی را به صورت ذراتی ترسیم کند تا به این وسیله بتوان کوچکترین جرم و ماده موجود در جهان را از مغناطیس گرفته تا اتم توضیح داد. مدلهای استاندارد فیزیکی ذرات را نقاطی بسیار خرد می پندارند که اکثر آنها حامل نیروهای بنیانی هستند. دو مشکل بزرگی که این مدلها در پی دارند عدم توانایی توضیح گرانش و نامفهوم شدن در توضیح نیروهای بزرگ است. درصورتی که نظریه ای با توانایی توضیح انرژی های خارق العاده جهان اولیه به وجود آید که بسیاری ارائه چنین نظریه ای را غیر ممکن می دانند می توان گفت تئوری جهانی فیزیک به واقعیت پیوسته است.

آیا حیات بیگانگان واقعیت دارد:

حیات همه جا، حداقل در سیاره زمین حضور دارد. در این صورت بسط دادن آن در تمامی جهان امری منطقی به نظر می رسد. با این حال نمونه ها و مطالعات انجام گرفته تنها در محدوده زمینی بوده است و به همین دلیل بسیار کوچک به شمار می روند. انسان اکنون آگاه است که عناصر حیات به صورت وسیعی پراکنده شده است و منظومه خورشیدی مشابه منظومه خورشیدی زمین وجود دارد.

جیل تارتر مدیر مرکز تحقیقات SETI در کالیفرنیا معتقد است انسان از تخیلات مملو و ساخته شده است، پس حداقل می توان تصور کرد که حیات دیگری نیز دور از چشمان انسان وجود دارد. به گفته فرانک ویلژک، برنده جایزه نوبل موسسه ام آی تی، نوع بشر از میان ۴.۵ بیلیون سال تاریخ شکل گیری زمین تنها طی ۲۰۰ سال گذشته به تمدن علمی تکنولوژیکی دست یافته است. بر این اساس می توان انتظار داشت تمدنهای علمی و تکنولوژیکی زیادی وجود داشته باشند که به میلیونها و شاید بیلیونها سال زمان برای توسعه یافتن نیاز خواهند داشت.

جهان چگونه آغاز شد:

مهمترین، اصلی ترین، مرموزترین و قدیمی ترین سئوال بی پاسخ در میان انسانها است که تمامی اسرار دیگر جهان را تحت الشعاع خود قرار داده است. برخی نظریه ها اعلام کرده اند که جهان در حدود ۱۳.۷ بیلیون سال پیش و پس از پدیده ای به نام انفجار بزرگ آغاز شده است. پس از این انفجار همه چیز در مدت کوتاهی شکل گرفت و در کمتر از یک چشم به هم زدن تحت تاثیر پدیده ای به نام تورم کیهانی، ابعاد کیهانی به خود گرفت. تئوری تورم کیهانی از ایده های بسیار قدرتمندی است که تا کنون امکان اثبات و بررسی شکل گیری آن به وجود نیامده است. تا زمان بی جواب باقی ماندن چنین سئوالی در علم محدود بشر، هیچ یک از دیگر سئوالها نیز مجالی برای یافته شدن و کشف شدن پیدا نخواهند کرد .
 



چطور دروغ و دروغگو را بشناسیم


درست است که در کودکی همه ما، ترس از دراز شدن دماغ وادارمان می کرد دروغ هایمان را لو بدهیم و دماغمان را حفظ کنیم، اما حالا دیگر می دانیم دماغ هیچ دروغگویی شبیه پینوکیو دراز نمی شود و راه های دیگری برای کشف دروغ وجود دارد، راه هایی که بعضی کاملا به شناخت ما از افراد مقابلمان ربط دارد و بعضی های دیگر، مثل همین راهنمایی که می خوانید، علمی و کارشناسی شده، توسط متخصصان علم روان شناسی و زبان بدن، کشف شده است...

دروغگو لبخند می زند

شاید فکر کنید لبخند، تنها راه انتقال حس های درست است، اما اصلا این طور نیست و گاهی دروغگوها لبخند می زنند تا حواس شما را از اصل قصه پرت کنند و حرف خودشان را به کرسی بنشانند، اما متخصصان دروغ سنجی معتقدند حتی دروغگوهای لبخندزن هم نمی توانند برای مدت طولانی به صورت تان نگاه کنند و معمولا سر را بیش از اندازه تکان می دهند و حواستان را به اطراف پرت می کنند. قرمزی گونه ها، گشادی پره های بینی، تنفس سریع و پلک زدن مداوم، علایمی است که می تواند یک دروغگوی حرفه ای را لو بدهد و نشان دهد طرف مقابل بیش از اندازه مغزش را درگیر کرده است.

چطور حرف می زند؟

این یک راه حل ساده برای تشخیص دروغگویی افراد نزدیک است. تن صدای افراد دروغگو، معمولا عوض می شود و حتی ممکن است بعضی از واژه ها را بکشد یا روی آنها تاکید کند. به لب ها هم نگاه کنید. معمولا دروغگوها بعد از پایان هرجمله، لب ها را به هم فشرده می کنند یا به سمت پایین می کشند.

لبخند دروغی افسانه نیست

این را همه ما در فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی دیده ایم؛ اینکه آدم بد داستان، یک جایی یک لبخند بدجنسانه می زند و دستش رو می شود. شکل عامیانه روایت این راه حل همین است؛ به لبخندها توجه کنید و با توجه به شناخت از طرف مقابل تشخیص دهید این لبخند چقدر با واقعیت سازگار است یا نیست.

چطور حرف می زند؟

این یک راه حل ساده برای تشخیص دروغگویی افراد نزدیک است. تن صدای افراد دروغگو، معمولا عوض می شود و حتی ممکن است بعضی از واژه ها را بکشد یا روی آنها تاکید کند. به لب ها هم نگاه کنید. معمولا دروغگوها بعد از پایان هرجمله، لب ها را به هم فشرده می کنند یا به سمت پایین می کشند.

صداقت یکپارچه است

دروغگوها معمولا پشت تلفن یا در متن یک ایمیل راحت تر دروغ می گویند چون کنترل بدن برای گفتن حقیقتی که وجود ندارد سخت است. اگر یک نفر داستانی برای شما تعریف می کند و به آن مشکوکید، به حرکت های دست و بدنش دقت کنید. اگر صداقت در زبان نباشد، بدن هم همراهی نمی کند. دست ها بی ربط به داستان تکان می خورند، حرکت های شانه مصنوعی است و پاها معمولا دچار نشانگان بیقراری می شوند. به همین دلیل است که خیلی از دروغگوها دست هایشان را به هم گره می زنند و پایین تر از سطح دید قرار می دهند یا اصلا آنها را پشت سرشان مخفی می کنند.

واژه ها مهم اند

دروغگوها از واژه هایی مثل اما، به جز، در غیر این صورت و... استفاده نمی کنند چون یک چرای ساده و ناگهانی شما ممکن است حسابی آنها را به دردسر بیندازد. من، خودم و... هم در جملات دروغی کمتر استفاده می شود چون از نظر روان شناسی آنها در ناخودآگاه خود، می خواهند شریف باشند و این حرف ها را به خودشان نسبت ندهند.

سوال های ساده جواب ساده دارند

وقتی سوال سختی می پرسید، خیلی طبیعی است طرف مقابلتان برای جواب دادن به دوردست ها خیره شود، مکث کند و بعد حرف بزند، اما وقتی سوال های ساده شما تمام این عکس العمل ها را نشان می دهد، حق دارید شک کنید و بین تمام آن من و من کردن های طرف مقابل به این فکر کنید از چه فرار می کند.

از واژگان کلیدی استفاده کنید

اولین نکته ای که برای مصاحبه به روزنامه نگارها یاد می دهند، پرسیدن سوال هایی است که با «چ» شروع می شود؛ چرا، چطور، چگونه و...این یعنی از طرف مقابلت جزییات را بپرس تا به اصل جواب برسی. دروغگوها، معمولا داستانی کلی تعریف می کنند، پس حوصله کنید و جزییات را دانه به دانه با پرسیدن این سوال ها بپرسید. دروغ ها هیچ وقت جزییات ندارند.

 

منبع : سیمرغ


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد